مجموعه سه‌جلدی آثار کنستانتین استانیسلاوسکی با ترجمه مهین اسکوئی توسط انتشارات سروش به چاپ‌های دهم و نهم رسیدند.

آماده‌سازی هنرپیشه» [An actor prepares]، «شخصیت‌­سازی» [Building a Character] و «نقش آفرینی» [Creating A Role]

به گزارش ایلنا، کتاب‌های «آماده‌سازی هنرپیشه» [An actor prepares]، «شخصیت‌­سازی» [Building a Character] و «نقش آفرینی» [Creating A Role] به‌عنوان مجموعه آثار کی. اس. استانیسلاوسکی با ترجمه مهین اسکوئی به‌تازگی توسط انتشارات سروش تجدیدچاپ شده و به چاپ‌های دهم، نهم و نهم رسیده‌اند.

جلد اول مجموعه مذکور، «آماده‌سازی هنرپیشه: کار هنرپیشه روی خود در جریان تأثّر» است. استانیسـلاوسکی نام هنری کنستـانتین الکسی‌یف بازیگر و کارگردان مشهـور و صـاحب نظریه روس است که در ۲۲ سالگی وی انتخاب شد. او این‌نام را در آن‌سن برای خود انتخاب کرد. استانیسلاوسکی متولد سال ۱۸۶۳ در مسکو بود که سال ۱۹۳۸ درگـذشت. اوج فعالیت‌های تئاتری استانیسلاوسکی بحبـوحه جریـان‌هـای پیش و پس از انقـلاب کمونیسـتی و نیز جنگ جهانی اول بود. او در پی سال‌ها ممارست در عرصه تئاتر به نظریه‌ مشهور «سیـستم» دست یافت که در این‌سه جلد تشریح شده است.

جلد دوم کتاب «شخصیت­سازی: کار هنرپیشه روی خود در جریان تجسّم» است که درک صحنه‌ای عمومی به‌دلیل تک‌تک عناصر تشکیل‌دهنده آن ساده‌ترین و طبیعی‌ترین حالت انسانی است. در زندگی روزمره هم ضرورت‌های پیچیده‌ای وجود دارد که بدن باید خودبه‌خود و به‌نحوی مناسب به آن‌ها پاسخ بدهد، اما این در موقعـیت‌های استثنایی و افراطی صورت می‌گیرد. به‌عکس، در زنـدگی‌ِ روی صحنه هر موقعیتی افراطی اسـت، چون اگر نباشد نمی‌تواند « موقعیت واقعی» باشد یا به‌جای موقعیتی واقعی عمل کند. آنچه برای ذهن_بدن روی صحنه معیاری عادی است، در زندگی روزمره استثنایی است. طـبـیـعی‌بـودن روی صـحـنـه، نـوع تـقـویـت‌شـده‌ای از طبیـعی بـودن روزمـره اسـت. بنابراین باید آن را به‌وسیله سیستم‌ از نو ایجاد کرد.

جلد سوم هم کتاب «نقش آفرینی: کار هنرپیشه روی نقش» است. منظور از نقـش (بـازی‌شده)، شخصیـتی است که به‌سوی «فراعینی‌شدن» جهـت یافته و باید در گذشتـه و آینـده نقش، وجود داشته باشد. شخصیـت موجـودی فـراتـر و بـالاتر از اعمـالی اسـت که به‌عنوان پاره‌ای از نقش انجام می‌دهد. هماهنگی ذهن_بدن در بدنی آشکـار می‌شـود که در خلأ عمـل نمی‌کنـد، که از کنش لازم نمی‌پرهیـزد، که به‌نحـوی تنـاقض‌آلود و ستـرون، واکنش نمی‌کند. ذهن_بدن طبیعی عملاً سـاده‌ترین و طبیـعی‌ترین شـرایط انسـانی است. برای بازآفـرینی این‌سرشت طبیعی، این‌صـدای زندگی انسـانی، کار، مطالعه و تکنیک لازم است. سیستم این است.

مترجم مجموعه مذکو، مهین اسکوئی متولد ۱۳۰۹ و درگذشته به سال ۱۳۸۴ است که دانش‌آموخته دانشکده هنرهای تئاتری مسکو بود و سیستم استانیسلاوسکی را آن‌جا به‌طور کامل فرا گرفته بود. اسکوئی پس از بازگشت به ایران، نمایشنامه‌های صحنه‌ای و تلویزیونی زیادی را ترجمه، کارگردانی و بازی کرد.

چاپ دهم جلد اول و چاپ نهم جلدهای دوم و سوم این‌مجموعه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت دوره ۳ جلدی ۲۰۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...