به گزارش تسنیم،‌ انتشارات کتاب نیستان کتاب صوتی «مرگ» نوشته سید‌مجتبی حسینی را با صدای محمد آقاسی منتشر کرد.

مرگ سید‌ مجتبی حسینی

سید مجتبی حسینی، قرآن‌پژوه در این کتاب کوشیده است با استفاده از آیات نورانی قرآن و بهره‌گیری از روایات معصومین(ع) ما را با مرگ بیشتر آشنا کند تا نیکوتر زندگی کنیم و پس از در آغوش گرفتن آن، زیباتر برانگیخته شویم.

کتاب در ده فصل تدوین شده است. فراگیری مرگ، ترس از مرگ، مرگ چیست، حالات مرگ، چگونه می‌میریم، آمادگی برای مرگ، یاد مرگ، آرزوی مرگ، زندگی تا کِی و بازماندگان عنوان این ده فصل می باشد.

بخشی از این کتاب با عنوان «چگونه می‌میریم» به شرح ذیل است:‌ شاید همه ما دوست داشته باشیم بدانیم مردن چگونه است؟ مرگ، اوج حیات، حاصل و محصول زندگی است. در مسیری که زندگی کرده‌ایم، در همان مسیر خواهیم مرد؛ مگر آن‌که حبط (از بین رفتن اعمال نیک) یا توبه (از بین رفتن اعمال ناپسند) پیش آید و مسیر گذشته را عوض کرده باشیم. اصلا همان‌طور که می‌خوابیم می‌میریم. «والله تموتون کما تنامون» چطور موقع خواب چکیده روزمان جلوه می‌کند؟»

انتشارات نیستان کتاب صوتی مرگ را در 2 ساعت و 6 دقیقه با صدای محمد آقاسی منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

با نوشتن کتاب‌های عاشقانه نمی‌توانستم درآمد کسب کنم، زیرا در ژاپن بازاری برای این ژانر وجود نداشت... یک زن خانه‌دار معمولی است که همیشه کم‌اهمیت‌تر از مردان دیده می‌شود... سمبل زنانی است که نمی‌توانند در جامعه ارتقا پیدا کنند... چند‌سال پیش جنایات بسیاری را زنان جوان رقم می‌زدند؛ حالا کودکان هستند که مردم را می‌کشند... مردم نمی‌دانند چه کاری باید انجام دهند تا از این وضع خارج شوند ...
بچه‌هایی كه بر اثر آسیب‌های اجتماعی و پیشینه مسائل خانوادگی‌شان، انواع مشكلات اخلاقی را داشتند... در حقیقت روزنوشت‌های ماكارنكو از این تجربه واقعی و اصیل است... چه کسی می‌توانست تا این اندازه به شكلی غیرقابل‌تصور، صدها کودک را که زندگی با چنین وضع قساوت‌بار و تحقیرآمیزی مچاله‌شان کرده بود تغییر دهد؟... خودش در جایی از حامله شدن یكی از دختران در همان دوران گزارش می‌دهد ...
ابتدا به‌صورت سناریو نوشته شد؛ فیلم شد و بعد تصمیم گرفتم رمان را بنویسم... بعد از کودتای ۱۹۸۰ در ترکیه چهار سال از زندگی‌ام را در زندان گذرانده بودم، لذا با طرز برخورد حکومت‌های نظامی با دموکراسی آشنایی نزدیک داشتم... من مدت‌هاست که به دنیا از دریچه دولت‌ها نمی‌نگرم... هیچ نمونه‌ای از خوشبختی و سعادت انسان‌ها در سیستم‌های سوسیالیستی و چپ‌گرا حتی در اوج قدرتشان سراغ ندارم ...
زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...