کتاب «پیش‌درآمدی بر نظریه ادبی» [Literary theory: an introudction‬] نوشته تری ایگلتون [Terry Eagleton] با ترجمه عباس مخبر توسط نشر مرکز به چاپ دهم رسید.

پیش درآمدی بر نظریه ادبی [Literary theory: an introudction‬] نوشته تری ایگلتون [Terry Eagleton]

به گزارش مهر، تری ایگلتون یکی از صاحب‌نظران حوزه نقد ادبی و نظری است که در کتاب پیش‌رو، مکاتب و دیدگاه‌های عمده معاصر نقد ادبی را چون ساخت‌گرایی، ساخت‌شکنی، نظریه دریافت، نشانه‌شناسی، نظریات متکی بر روان‌کاوی و اصالت زن و ... را معرفی و بررسی کرده است.

ایگلتون با رویکرد انتقادی می‌نویسد و یکی از نتایج مهمش در این‌کتاب، این است که هر دیدگاهی در نقد ادبی، رگه‌های سیاسی دارد.

در ویراست دوم این‌کتاب، فصل جدیدی به آن اضافه شد که به بررسی تحولات نظریه ادبی پس از بازه مورد بررسی ویراست اول یعنی ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶ اختصاص دارد و درباره نظریه‌های فمینیستی، پساساختارگرا و پسامدرن است.

چاپ اول این‌کتاب سال ۱۳۸۰ عرضه شد و حالا، چاپ دهم این‌کتاب با ۳۴۶ صفحه و قیمت ۴۹ هزار و ۲۰۰ عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...