کتاب «اسلام علوی، اسلام اموی» به بررسی سرنوشت مسلمانان پس از شهادت امام علی(ع) و قرائت‌های مختلف از اسلام می‌پردازد که یکی برگرفته از سیره حسنه علوی و دیگری برتافته دولت نوظهور اموی بود.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران ایبنا، «اسلام علوی، اسلام اموی» پژوهشی در باب علل و انگیزه‌های نهضت عاشوراست که صابر اداک به نگارش درآورده و نشر کویر آن را به چاپ رسانده است.

در مقدمه این کتاب آمده است: «امر به معروف و نهی از منکر امام حسین(ع) بیش از آنکه ناظر بر مردم باشد، متوجه حکومت و عمال آن بود. زیرا به ظاهر، مردم نماز و روزه و حج و زکات را به جای می‌آوردند و مظاهر شریعت در همه جا نمایان بود، اما شریعتی تهی از اخلاق و معنویت و پهلو زده بر منش جاهلیت. جامعه‌ای که در آن، اطاعت خالق جایش را به اطاعت مخلوق داده و راه و رسم بندگی و عبودیت پروردگار، به تملق و چاپلوسی خلیفه ستمکار بدل شده بود. جامعه‌ای که مردمش نه در پی کسب رضایت خداوند قادر که به دنبال جلب محبت خلیفه قاهر بودند. دین و دنیایشان به حکومت گره خورده بود و اندیشه و تفکرشان هم از منابر و مساجد حکومتی و عالمان فاسد و وابسته اموی تغذیه می‌شد. اطاعت از حکومت را اطاعت از خدا می‌پنداشتند و هر گونه اعتراض و مخالفت با حاکمان را گناه می‌شمردند.

اینک جامعه‌ای مانده بود که ظاهر مسلمانی داشت و خوی جاهلی، سلام و صلوات بر محمد(ص) می‌فرستادند و لعن و دشنام بر علی(ع)! نیکان و صالحان در بند بودند و فاسقان و فرومایگان بر صدر، دانایان و دلسوزان خانه‌نشین بودند، جهال و چاپلوسان مسندنشین.»

در این کتاب در دو فصل ابتدا به تأسیس دولت اموی و عملکرد سیاسی و فرهنگی آن در دوران 20 ساله حکومت معاویه و تحولات جامعه اسلامی در آن زمان پرداخته می‌شود؛ سپس علل و انگیزه‌های امام حسین (ع) در مخالفت با یزید و ایستادگی او در برابر اسلام اموی را که منجر به حادثه عاشورا شد، مورد بحث قرار می‌گیرد.

اسلام علوی، اسلام اموی صابر اداک

هدف از نگارش این کتاب، بررسی سرنوشت اسلام و مسلمانان و تحولات سیاسی و فرهنگی جامعه اسلامی، پس از شهادت امام علی(ع) و پایان دوران خلافت راشده است. تحولاتی که با خلافت معاویة‌بن ابی‌ سفیان و تأسیس دولت امویان در سال 41 هجری آغاز و پس از بیست سال به حادثه خونین عاشورا منجر شد. در این دوران، شاهد ستیز پیدا و پنهان میان دو قرائت مختلف و بلکه متضاد از اسلام هستیم که یکی برگرفته از سیره حسنه علوی بود و دیگری برتافته دولت نوظهور اموی. آن یکی ریشه در سنت و سیره پیامبر(ص) و سلف صالح داشت و این دیگری بی ریشه بود و بیشتر به معجونی می‌مانست از جاهلیت و قبیله‌گری اعراب و تفرعن و اشرافیت قریش، که اینک با ثروت و قدرت بادآورده خلافت در هم آمیخته و سلطنتی به ظاهر اسلامی بنا نهاده بود. اسلام علوی، اسلام حقیقت بود و اسلام اموی، اسلام هویت.

البته اختلاف این دو قرائت از اسلام، کمی پیش از این و در دوران خلافت حضرت علی(ع) آشکار شده بود که چکاچک شمشیرها و پشته‌ای از کشته‌ها در دشت صفین، حاصل آن بود. اما دست‌یابی امویان به رأس هرم قدرت و تصاحب جایگاه خلافت پس از صلح با امام حسن(ع)، اوضاع را به کلی دگرگون کرد و توازن سیاسی و نظامی را به نفع معاویه و خاندانش برهم زد. از این پس آنان با دستی گشاده‌تر، هم به لحاظ مادی و هم معنوی، مبارزه‌ای بی‌امان با اسلام حقیقی و هر آنچه یادگار پیامبر(ص) و یادآور سنت و سیره ایشان بود آغاز کردند و در این راه، سرکوب شدید مخالفان را در صدر سیاست‌های خود نشاندند.

همه این بی‌رسمی‌ها در پوششی از دین و رعایت ظواهر شریعت انجام می‌گرفت و دستگاه فرهنگی معاویه، به پشتوانه برخی از مقدسین دین فروش و عالمان دنیادوست و به مدد کوله‌باری از احادیث جعلی، راه را برای او هموار می‌کرد و نیز استخدام سیاستمداران و زیرکان و مکاران روزگار، از دشواری‌های او می‌کاست.

به نظر نگارنده، حادثه خونین عاشورا و قتل نواده پیامبر(ص) و اسارت اهل بیتش بدست مسلمانان که در عین ناباوری و به مدت کمی پس از مرگ معاویه رخ داد، بدون شک محصول سیاست‌ها و اقدامات فرهنگی و اجتماعی دوران اوست و از همین رو بدون بررسی و مطالعه دقیق این دوران، نمی‌توان به تحلیل صحیحی از نهضت عاشورا دست یافت.

کتاب «اسلام علوی، اسلام اموی»، (پژوهشی در باب علل و انگیزه‌های نهضت عاشورا)، تألیف صابر اداک، با شمارگان 1000 نسخه در 244 صفحه به قیمت 35 هزارتومان از سوی انتشارات کویر منتشر و در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...