رمان ایرانی «چهارپر» از نویسنده جوان همدانی سیدمیثم موسویان توسط نشر معارف به چاپ رسید.

به گزارش تسنیم، «چهار پر»، روایتی است از سه نفر از اهالی یک روستا که برای حل مشکلی از مشکلات روستا به شهر سفر می‌کنند، اما در این سفر اتفاقاتی سخت و عجیب برایشان رخ می‌دهد. این رمان با زبان سلیس و روان به مسائل عرفانی و مذهبی می‌پردازد؛ مسائلی که اقتباسی است آزاد از آیات قرآن کریم و الهام گرفته از «فیه ما فیه» مولوی و «سفینة‌الصادقین» با نگاهی به زندگی‌نامه آیت‌الله یعقوبی قائنی.

در پشت جلد این کتاب می‌خوانید:

«از نماز نزدیک‌تر به محبت حق، راهی هست؟ فرمود هم نماز. اما نماز این صورت تنها نیست. این جسمی دارد برای حقیقت و حقی. سؤال کرد که از نماز فاضل‌تر چه باشد؟ یک جواب آن که گفتیم جانِ نماز به از نماز است، مع تقریره. جواب دوم که ایمان به از نماز است، زیرا نماز پنج وقت فریضه است و ایمان پیوسته، و نماز به عذری ساقط شود و رخصت تأخیر باشد. و تفضیلی دیگر هست ایمان را بر نماز که ایمان به هیچ عذری ساقط نشود و رخصت تأخیر نباشد.»

سیدمیثم موسویان پیش از این با کتاب «تفنگمو زمین نذار» نامزد جایزه جلال در بخش داستان کوتاه شده بود. این نویسنده جوان اما پر کار همدانی تحصیلات کارشناسی ارشد روانشناسی دارد و تا به حال در بیش از 50 جشنواره گوناگون حائز رتبه شده است.

«چهار پر» در 168 صفحه و با قیمت 20 هزار تومان توسط نشر معارف به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...