کتاب «استدلال‌هایی در دفاع از رفاه» [Arguments for welfare : the welfare state and social policy] نوشته پل اسپیکر[Paul Spicker] و با رویکرد اقتصاد اجتماعی منتشر شد.

«استدلال‌هایی در دفاع از رفاه» [Arguments for welfare : the welfare state and social policy] نوشته پل اسپیکر[Paul Spicker]

به گزارش مهر، [این کتاب در سال 2017 منتشر شده است] کتاب «استدلال‌هایی در دفاع از رفاه» در گام اول بررسی علمی مفهوم «رفاه» و جایگاه «دولت رفاه» در زمینه سیاستگذاری اجتماعی با محوریت مسائلی مانند معیشت، مسکن، بهداشت و سلامت، تأمین اجتماعی، آموزش و پرورش، حمایت‌های شغلی و مراقبت‌های اجتماعی می‌پردازد.

سپس جدا از توجه به اهداف رفاهی فوق برای عموم مردم، در گام دوم به نقش‌های حمایتی دولت رفاه در زمینه حمایت از افراد مستمری بیگر، ناتوان و بیکاران در قالب اقدامات جبرانی اشاره داشته است.

بنا بر این می‌توان گفت این کتاب دارای رویکرد اقتصاد اجتماعی است و می‌تواند مورد استفاده دانشجویان علوم اجتماعی و اقتصاد (به ویژه دانشجویان رشته رفاه اجتماعی) قرار گیرد.

انتشارات علمی کتاب «استدلال‌هایی در دفاع از رفاه» نوشته پل اسپیکر را با ترجمه رضا صفری شالی و محمد دارکش در ۱۷۴ صفحه و با قیمت ۴۵ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...