در مراسمی با حضور مسولان شهرستان بجنورد، از دو کتاب «شوق نامه» نوشته هادی بیدکی و «ئاری دل» نوشته جواد رمضانیان، رونمایی و از نویسندگان این دو کتاب تجلیل شد.

هادی بیدکی نویسنده کتاب «شوق نامه» کرمانجی به خبرنگار ایبنا در خراسان شمالی گفت: «ابن غریب جرمغانی» یکی از سرایندگان بومی استان خراسان شمالی است که در قرن 12 هجری قمری زندگی می‌کرده است.

وی افزود: این شاعر سه حکومت سلسه صفوی، افشاری و زندی را درک کرده و کلیات اشعاری از او به سه زبان کرمانجی، فارسی و ترکی باقی مانده که این اشعار در انواع ادبی و قالب‌های شعری متنوعی سروده شده است.

نویسنده کتاب «شوق نامه» گفت: جلد اول این اثر شامل منظومه کرمانجی شوق نامه، جلد دوم دربردارنده اشعار فارسی و جلد سوم مشتمل بر باقی اشعار کرمانجی است.

وی در خصوص نام ابن غریب هم عنوان کرد: نام ابن غریب مانند بسیاری از شاعران گمنام دقیقا معلوم نیست، اما او خود را بارها در اشعارش با تخلص شعری «ابن غریب»، «غریبی»، «غریب» و «ابن غریبی» شناسانده است.

بیدکی در خصوص زمان تولد و فوت ابن غریب افزود: دقیقا معلوم نیست که این شاعر در چه سالی به دنیا آمده و در چه تاریخی درگذشته است، اما او از یک سو در یکی از ابیات مخمس کرمانجی اشاره کرده که عمرش از شصت سالگی گذشته است.

جلد اول این کتاب توسط انتشارات «بیژن یورد» در 187 صفحه در سال 1398 به چاپ رسیده است.

جواد رمضانیان نویسنده کتاب «ئاری دل» نیز به خبرنگار ایبنا گفت: این کتاب شامل مجموعه اشعار کرمانجی است که در 169 صفحه و توسط انتشارت «بیژن یورد» بجنورد در سال 1398 به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...