دیوان فارسی نسیمی با تصحیح سیاوش مرشدی توسط نشر بید به چاپ رسید.

دیوان فارسی سیدعمادالدین نسیمی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «دیوان فارسی سیدعمادالدین نسیمی» (به همراه اوزان شعری و توضیحات) که با تصحیح و ویرایش سیاوش مرشدی همراه است توسط انتشارات بید منتشر و روانه بازار شده است.

این مجموعه دربردارنده ۱۴۶ غزل، ۲ بیت پراکنده، ۲۴ رباعی، یک تک بیت، یک مثنوی و دو قطعه از شاعر ایرانی آذربایجانی (یا ترکمن) نامی و شهید سده نهم هجری قمری یا دوران تیموریان و از پیروان فضل‌الله استرآبادی و بزرگ‌ترین شاعر فرقه حروفیه است. این شاعر و اندیشمند عارف و آزادی خواه بزرگ- که توسط علامه سیدمحمد حسین طباطبایی و برخی اندیشمندان شیعه، از شهدای شیعه معرفی شده است- به سه زبان فارسی، ترکی/ ترکمنی و عربی اشعاری سروده است.

اشعار او بسیار فصیح و بلیغ، و از نظر بسامد بیشتر غزلیات است. در غزلیات فارسی نسیمی بیشتر از حافظ، در مثنوی سرایی به زبان فارسی از نظامی گنجوی و مولانا تاثیر پذیرفته است.

تاویل‌های حروفیه از نظر سبک محتوایی درجای جای اشعار او دیده می‌شود. هم چنین توجه به عرفان و اخلاق نیز از دغدغه‌های شاعر بوده است. از سوی دیگر این شاعر اندیشمند به عدالت خواهی و انتقاد اجتماعی نظر ویژه داشته است.

مصحح کتاب، سیاوش مرشدی (عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی) تلاش کرده است به اوزان شعری اشاره داشته باشد، همچنین توضیحاتی که مورد نیاز و راه گشا بوده است به صورت پی نوشت آورده شده است، در این راه نگارنده در سال‌های دورتر در این مسیر در محضر کامل احمد نژاد (استاد بازنشسته دانشگاه‌های شهید بهشتی و تربیت معلم) تلمذ کرده است.

کتاب «دیوان فارسی سید عمادالدین نسیمی» در قالب ۱۵۳ صفحه و با قیمت ۹۵ هزار توان در اختیار علاقه‌مندان است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...