دومین رمان بلقیس سلیمانی با نام «خاله‌بازی» انتشار یافت.

«خاله‌بازی» موضوعی زنانه دارد و حوادث آن در دهه‌ی 60 می گذرد. به گفته‌ی سلیمانی، این اثر به مسائل طبیعی و اجتماعی زنان می‌پردازد.

«خاله‌بازی» که به گفته‌ی نویسنده، از 9 ماه پیش در انتظار دریافت مجوز انتشار بوده، به تازگی از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است.

«نارسیده ترنج» رمان دیگری از سلیمانی است که به تازگی آن را به پایان رسانده و به بازنویسی‌اش مشغول است.

به گزارش فارس این اثر رویکردی اجتماعی - تاریخی دارد و در سال‌های دهه‌ی 60 اتفاق افتاده و روایتی از آن روزهای زنان ایران در شرایط جنگ به دست می‌دهد. این رمان با شخصیت‌هایی که به ‌مناطق جنگی رفت ‌و آمد دارند، ماجراهایی را برای مخاطب روایت می‌کند که به طبقه‌ی خرده‌مالکان آن روز مربوط است و نوع مواجهه‌ی آن‌ها را با انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به تصویر می‌کشد، تا در این بستر به آن‌چه به عنوان مشکلات زنان نیز مطرح است، بپردازد.

بلقیس سلیمانی سال 1342 در کرمان به دنیا آمده و تحصیلاتش را تا مقطع کارشناسی‌ ارشد فلسفه ادامه داده است.

او در کارنامه‌ی خود آثاری را مانند: مجموعه‌ی داستان «بازى عروس و داماد»، رمان «بازى آخر بانو»، «همنوا با مرغ سحر»، درباره‌ی زندگى و آثار على‌اکبر دهخدا، «هنر و زیبایى از دیدگاه افلاطون»، «بررسى وضعیت کمى و کیفى ادبیات داستانى در دهه‌ی هفتاد» و «تفنگ و ترازو» (در نقد و بررسى ادبیات دفاع مقدس) دارد.

همراهان شاه به او گفته بودند که این مدارس، جوانان را یاغی می‌کند... مکتب‌داران تبریز، این رقیب تازه‌نفس را برنتافتند و مردم را علیه او تحریک کردند... متهم به فعالیت‌های ضد دینی شد... پیش از او، تحصیل دانش، ویژه‌ی طبقه‌ی مرفه بود... ۲۷ جلد کتاب درسی برای سوادآموزان فارسی‌زبان نوشت... بیشتر مدارس او در زمان حیات او تعطیل یا ویران شدند... یکی از ده شخصیت تأثیرگذار و سرنوشت‌‌ساز تاریخ معاصر ایران ...
آقای رئیس جمهور رمان دیکتاتوری است نه رمان دیکتاتور. انتقادی است از فقر (مردم کشور همه فقیرند) و خیانت (هر شهروندی خانواده‌اش را انکار می‌کند) و فساد (وجدانها پست و مبتذل است) که این نظام بی‌حاصل که نمی‌تواند به انجام دادن کاری مثبت به نفع کسی افتخار کند به بار می‌آورد. به همین جهت خواننده از همان ابتدا احساس خفگی می‌کند و این فشار مرتباً شدت می‌یابد و هنگامی که رمان در آخرین فصل خود موسوم به «زنده مدفون» به اوج خود می‌رسد، این احساس به خفقان نزدیک می‌شود. ...
حدیث «الملك یبقی مع الكفر و لایبقی مع الظلم» از سخنان پرآوازه دیگریست که در هیچ منبع حدیثی به عنوان روایت نقل نشده و در قرن یازدهم هجری وارد کتب شده است. البته میرزای نائینی فقیه دوران مشروطه از این حدیث به عنوان نص مجرب (یعنی حدیثی که به تجربه ثابت شده) یاد می‌کند... در منابع روایی حدیثی دال بر نحوست ماه صفر یافت نمی‌شود. همین‌طور بشارت به خروج از ماه صفر و دعاهای دوری از بلا در این ماه. ...
«خشم» نیکول نسبت به نادیده‌گرفتن خودش از سوی چارلی، سبب می‌شود درخواست طلاق کند... نیکول حواسش به جزئیات زندگی است و چارلی دقتی به این جزئیات ندارد... نیکول احساس می‌کند که در بازی زندگی بازنده شده ... کسانی که پاره‌ای از «ما» می‌شوند، هویت تازه‌ای می‌یابند، علاوه بر آنچه داشته‌اند... همه از زاویه منفعت «خود»شان به رابطه نگاه می‌کنند.‌.. نه تاب جدایی دارند و نه توان ساختن رابطه‌ای تازه. ...
تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...