به گزارش ایبنا به نقل از نیویورک تایمز پر فروش‌‌ترین کتاب‌های علمی در سال جاری معرفی شدند. «بدنتان شما را نگه‌ می‌دارد»، «آغاز مرگ»، «پشه» ، «چرا ما می‌خوابیم» و «سکوت» عناوین کتاب‌هایی هستند که به عنوان پر فروش‌ترین‌ها در سال 2019 انتخاب شدند.
 


 

کتاب «بدنتان شما را نگه‌ می‌دارد» با عنوان «The Body Keeps The Score» که در لیست پرفروش‌های این سایت قرار گرفته است، به نقش مغز، ذهن و بدن در ترمیم زخم‌ها می‌پردازد. بسل ون‌در کولک؛ نویسنده این اثر در واقع  یک محقق پیشگام و یکی از برجسته‌ترین متخصصان جهان است که در زمینه استرس آسیب‌زا الگوی جدیدی برای بهبود بیماران ارائه می‌دهد.



دومین کتاب پر فروش از نگاه نیویورک تایمز «آغاز مرگ» نوشته آتول گاوند است. گفتنی است این اثر علاوه بر فروش بالا عنوان بهترین کتاب سال از دیدگاه واشنگتن پست را به خود اختصاص داده است. نویسنده در کتابش تشریح می‌کند که روند پیر شدن بدن با افزایش سن موضوع ترسناکی نیست.



«پشه» عنوان سومین کتاب پر فروشی است که در این سایت نمایه شده. این کتاب، اثری جذاب از داستان‌هایی است که چشم‌انداز جدیدی از تاریخ بشریت ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه از هزاران سال پیش، پشه قدرتمندترین نیرو در تعیین سرنوشت بشریت بوده است.



یکی دیگر از پرفروش‌های سال از نگاه نیویرک تایمز کتابی با نام «چرا ما می‌خوابیم؟» با عنوان اصلی «Why We Sleep» نوشته متیو والکر است و نویسنده در این اثر به مخاطبان می‌گوید که چشمان بسته خواب شب چگونه می‌تواند ما را باهوش‌تر، جذاب‌تر، شادتر، سالم‌تر و از سرطان دور کند.



 

«سکوت» دیگر کتاب پر فروشی بوده است که به قدرت دورنگرایان در جهانی می‌پردازد که نمی‌توان جلوی گفت‌گوها را گرفت . سوزان کین نویسنده، در کتابش به افرادی می‌پردازد که در دنیای واقعی ما آن‌ها را به عنوان درون‌گراها می‌شناسیم. حداقل یک سوم افرادی که در روابطمان به آن‌ها بر می‌خوریم درونگرا هستند. آن‌ها کسانی هستند که ترجیح می‌دهند به صحبت دیگران گوش دهند و نوآوری کنند و این است كه ما در بسیاری از پیشرفت‌های مهم جامعه مدیون آن‌ها هستیم.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...