مترجم خاطرات ام یاسر همسر شهید سید عباس موسوی دبیرکل سابق حزب‌الله لبنان، مطالعه این‌کتاب را به جوانان در شرف ازدواج توصیه کرد.

به گزارش مهر، مراســم رونمایــی و خوانش کتاب «هم قســم» اثر برگزیده سال خراسان رضوی با مشارکت اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی خراسان رضوی، کتابخانه قلم، مرجع بهبود نگرش انسان، اداره کتابخانه‌های عمومی مشهد و انتشارات به‌نشر با حضــور مترجــم اثر و جمعی از فعالان فرهنگی در کتابخانه قلم مشــهد برگزار شــد.

این‌کتاب برگردان کتاب «الوصول» شرح زندگی‌نامه و خاطرات ام یاسر همسر شهید سید عباس موسوی دبیر کل سابق حزب الله لبنان به قلم نویسنده لبنانی عبدالقدوس الامین است که توسط احمد نطنزی از جانبازان ۷۰ درصد هشت سال دفاع مقدس ترجمه و توسط انتشارات به‌نشر منتشر شده است.

نطنزی در این مراسم گفت: یکی از اعضای فعال حزب الله لبنان پیشنهاد ترجمه کتاب «الوصول» را داد، با مطالعه آن دیدم این کتاب می‌تواند الگویی از سبک زندگی بانوی متدین انقلابی را به نمایش بگذارد.

وی افزود: بحث سبک زندگی اسلامی بانویی که توانسته در ابعاد مختلف اجتماعی همچون خانه‌داری، همسرداری، فرزندپروری، مسئولیت‌های اجتماعی، انقلابی و جهادی و حضور در عرصه‌های مقاومت شخصیت کاملی را از خود به نمایش بگذارد، نیاز به یک مهارت و تلاش و پیگیری دارد که عنایت الهی شامل حال ایشان شده بود. به جوانانی که در آستانه ازدواج قرار دارند و یا زندگی مشترک خود را آغاز کرده اند، خواندن این کتاب را توصیه می‌کنم و امیدوارم در زندگی آنان موثر باشد.

مترجم «هم قسم» ادامه داد: ایجاد تبادل فرهنگی میان مقاومت لبنان و مقاومت ایران که هر دو در جبهه مقاومت علیه رژیم صهیونیستی مشغول به فعالیت هستند، سبب تبادل تجارب میان فعالان این راه می شود. در جنگ تحمیلی زنان نقش موثری در حمایت از رزمندگان داشتند و بانوان ‌بسیاری نیز پنجه به پنجه با بعثی ها مقاومت کردند و به شهادت رسیدند. همچنان که در راه مقاومت لبنان بانوان بسیاری به شهادت رسیدند. به‌همین‌دلیل امیدوارم پل ارتباطی بین دو فرهنگ مقاومت ایجاد شود تا این جبهه متحد و یکپارچه علیه رژیم غاصب اسرائیل به راه خود ادامه دهد و بالنده شود.

نطنزی گفت: همراهی، همدلی و هم‌قسمی میان شهید سید عباس موسوی و همسرش ام یاسر که در کنار یکدیگر به تکامل رسیدند و تمام فرازهایی که در متن عربی کتاب «الوصول» دریافت کردم به همراه مشورت با متخصصان ادبیات، من را به آن واداشت تا نام «هم قسم» را بر ترجمه فارسی این کتاب برگزینم. طی سال‌هایی که در لبنان حضور داشتم بارها به محضر شهید سید عباس موسوی رسیدم، اخلاق کریمانه و بزرگوارانه این شهید در برگزاری کلاس‌های اخلاق زبانزد همگان بود و همسر ایشان نیز نخستین مکتب طلبگی را در آنجا تاسیس کردند و از بسیاری از طلاب ایرانی نیز برای حضور دعوت می کردند. ام یاسر همیشه آرزو داشت لحظه‌ای بدون همسرش باقی نماند و خواسته‌اش از امام رضا(ع) این بود که حتما در کنار همسرش شهید شود و همین‌گونه هم شد، بر همین اساس در بازگشت از مراسم هشتمین سالگرد شهادت شهید راغب حرب، بالگردهای اسرائیلی به کاروان آنها حمله کردند و سید عباس موسوی دبیرکل حزب الله لبنان به همراه همسر بزرگوار ایشان و فرزند پنج ساله‌اش حسین را به شهادت رساندند، آنان در آتش خشم اسرائیل سوختند و اثری از آنها باقی نماند مانند پرنده‌ای که در آتش بال و پر می‌گشاید و تمام بال و پرش در آتش می‌سوزد.

وی افزود: سفرنامه نویسان بسیاری همچون ابن بطوطه در طول تاریخ اسلام کشورهای اسلامی را سیاحت و برداشت‌های خود را از وقایع آن زمان مکتوب کردند و این باعث افتخار ماست که در چنین فرهنگ غنی قرار داریم و این موفقیت حاصل تلاش مردم مسلمان است.

به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...
آس و پاس بودم... قصد داشتم به زندان بروم. می‌خواستم کسی را بکُشم یا کشته شوم. بهترین دوستم دو ‌سال قبل خودکشی کرده بود... نمی‌خواستم مفت‌خور باشم... من بخشی از هیچ جامعه‌ای نبودم تا اینکه کم‌کم تبدیل به «جوانی عصبانی در نیویورک» شدم... کل جامعه تصمیم گرفته شما را نادیده بگیرد... بعد از ١٠ ‌سال حمل این کتاب، سرانجام آن را در سه ماه در سوییس به پایان رساندم... یک نویسنده باید همه‌ی خطرات نوشتن آنچه را می‌بیند، بپذیرد ...
با عاشق شدن به دختری زیبارو ناخواسته وارد بازی‌های سیاسی می‌شود... دست‌کم در قسمت‌هایی از زندگی‌مان دچار حس فریب‌خوردگی یا به تعبیری عامیانه «حس خریت» بوده‌ایم... آونگ شدن هر روزه‌مان در بین سه فضای عشق، سیاست و خیانت را به عریانی به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه ما گاه خود را در میان خریت‌هایمان در این سه فضا گرفتار می‌بینیم... ...