به گزارش ایبنا به نقل از لیورابدو-هیئت داوران جایزه ادبی فمینا را که همگی آن‌ها را زنان تشکیل می‌دهد اسامی برندگان این جایزه را در سه بخش رمان فرانسوی، غیرفرانسوی و مقاله انتخاب و معرفی کردند.

جایزه فمینا در بخش رمان فرانسوی به اثر «از میان جاده‌ها» نوشته سیلوین پرودومه از انتشارات گالیمار رسید.  

رمان «از میان جاده‌ها» رمانی عاشقانه درباره قدرت و نیروی دوستی است که تاکنون 8 هزار نسخه از آن در فرانسه به فروش رسیده است. این رمان در فهرست نامزدهای جایزه رنودو و جایزه بزرگ رمان آکادمی فرانسه نیز قرار داشت که موفق به دریافت آن جوایز نشد.

رمان‌های «یک یکشنبه در شهر آوری» نوشته دومینیک باربریس از انتشارات آرلئا،«اسکرابل» نوشته میشل فریر از انتشارات مرکور دو فرانس، «وسوسه» نوشته لوک لانگ از انتشارات استوک، «اپوس ۷۷» نوشته الکسیس راگوگونو از انتشارات ویوین هامی و «بهشت عدن» نوشته مونیکا سابولو از انتشارات  گالیمار از دیگر نامزدهای نهایی جایزه فمینا 2019 بودند.

 جایزه فمینا در بخش رمان خارجی به «اوردسا» نوشته مانوئل ویلاس به ترجمه ایزابل گوینون از انتشارات سو-سلژ تعلق گرفت.

مانوئل ویلاس که نویسنده اسپانیایی است در این رمان سرگذشت جمعی و مشترک اسپانیا را به عنوان یک کشور از دست‌رفته روایت می‌کند.

جایزه فمینا در بخش مقاله نیز «ژیونو فوریوسو» نوشته امانوئل لامبرت از انتشارات استوک را به عنوان برنده معرفی کرد.

امسال هیئت داوران جایزه فمینا یک جایزه مخصوص را نیز به ادنا اوبراین، نویسنده و شاعر ایرلندی برای مجموع آثارش اهدا کردند. رمان «دختر» نوشته خانم اوبراین در فهرست نامزدهای نهایی جایزه فمینا در بخش رمان خارجی قرار داشت.

جایزه معتبر ادبی فمینا در سال ۱۹۰۴ میلادی توسط گروهی از نویسندگان مجله «زندگی خوشبخت» که  بعدها به فمینا تغییر نام یافتند پایه‌گذاری شد. این جایزه در هر سال سه برنده را در بخش رمان فرانسوی، رمان خارجی و مقاله معرفی می‌کند.

سال گذشته فیلیپ لانسون برای رمان «یک تکه» به عنوان برنده جایزه معتبر ادبی فمینا در بخش رمان فرانسوی معرفی شد و در بخش رمان خارجی نیز «ساعت نهم» نوشته آلیس مک‌درموت به عنوان برنده انتخاب شد و جایزه بخش کتاب غیرداستانی نیز به «گاسپار در شب» نوشته الیزابت دی فونتانی رسید.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...