قیام یک برده به قلم بوکر تی واشنگتن روانه بازار کتاب شد.

به گزارش مهر، کتاب « قیام یک برده» روایتی است از خاطرات بوکر تی واشتگتن از مشهورترین سیاه‌پوستان برده در آمریکا و تلاش او برای لغو تفکر بردگی و برده‌داری در اذهان جامعه آمریکایی.

در کتاب قیام یک برده، واشنگتن  خاطراتش را از دوران کودکی، از زمانی که برده بوده است برایمان نقل می‌کند. او در اواسط قرن نوزده به دنیا آمده است در زمانی که همچنان برده‌داری ادامه دارد.با آزاد شدنش، زندگی او نیز مانند بسیاری دیگر از برده‌های سیاه‌پوست دچار تغییر می‌شود.  او از این فرصت، نه تنها برای تغییر خودش که برای تغییر زندگی دیگر سیاه‌پوستان نیز استفاده می‌کند. او در چند مؤسسه مهم مانند هامپتون و توسکجی فعالیت‌های مدنی خود را ادامه داد.تلاش‌های او منجر به رهبری‌ جنبش سیاهان می‌شود.

نکته جذاب کتاب، نحوه نگارش آن است. بوکر تی واشنگتن، به‌خاطر شرایط مالی و کاری سخت خود، فرصت نشستن پشت میز برای نوشتن را نداشته است. او از کوچک ترین فرصت‌هایش برای نوشتن استفاده کرده است. هنگامی که در ایستگاه راه‌آهن منتظر قطار بوده، در هتل‌ها زمانی که برای سخنرانی به مسافرت می‌رفته است یا حتی اوقات استراحتش در مؤسسه توسکجی را صرف نوشتن این کار کرده است.

قیام یک برده، تلاش‌های فرهنگی و مدنی یک سیاه‌پوست برای رسیدن به حقوق اولیه‌شان در کشور ایالات متحده آمریکاست. یک قیام فرهنگی و فرجام آن

قیام یک برده را خانم ریحانه حسنوی ترجمه کرده است. نشر کتابستان معرفت نیز آن را در قطع رقعی و در 220 صفحه چاپ و منتشر کرده است

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...