ویژگی‌های علمی و شناخت ابعاد آگاهی‌های فلسفی علامه طباطبایی در کتاب «ابداعات فلسفی علامه طباطبایی» نوشته محمدعلی اردستانی و قاسمعلی کوچنانی از سوی انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد.

به گزارش ایبنا به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، این کتاب در سه بخش به تبیین «منطق و معرفت»، «امور عامه» و «الهیات» ابداعات فلسفی علامه طباطبایی می‌پردازد.

ساختار این نوشتار به شکل مساله محور است و به صورت یک نظام فلسفی تنظیم نشده است.

معرفی برخی آرای فلسفی و منطقی علامه طباطبایی که تاکنون به صورت مشروح و مستقل تحقیقی درباره آن نشده و در کتابی جمع آوری نشده‌اند، به همراه تطبیق و مقایسه اجمالی برخی آرای فلسفی و منطقی علامه طباطبایی با دیدگاه‌های فیلسوفان بزرگی نظیر ابن‌سینا، شیخ اشراق، صدرالمتألهین، حکیم سبزواری و مشخص‌کردن تفاوت نظر وی با دیگر حکیمان، از ویژگی‌های این کتاب محسوب می‌شوند.

این اثر می‌کوشد مشرب واقع‌گرایی، نقادی، ابتکاری، نظریه‌پردازی، تحول‌گرایی، نوگرایی و شمّ خاص در تشخیص و تفکیک حقایق از اعتباریات و کاربرد چشمگیر منطق در مباحث فلسفی را در ابداعات علامه طباطبایی نشان دهد.
 
تسهیل کار محققان و مدرسان فلسفه در دستیابی بر پاره‌ای از جدیدترین آرا و نظریه‌های فلسفی با هدف تطبیق و مقایسه با آرای فلاسفه دیگر، تسهیل کار مورخان تاریخ فلسفه اسلامی و فلسفه تطبیقی در امر تشخیص و وقوف بر آرای جدید در فلسفه اسلامی و ضبط و نگارش آنها به همراه کمک در اطلاع بر سیر تطور و تکامل مسایل فلسفه، از دیگر نکات مورد توجه در تألیف این نوشتارند.
 
نویسندگان این اثر در فراهم ‌کردن زمینه مطالعه و انگیزه بیشتر برای محققان غربی و شرقی در راستای افزایش آگاهی از جنبه فلسفی شخصیت علامه طباطبایی و ایجاد زمینه برای معرفی بیشتر فرهنگ و اندیشه اسلامی در جهان کوشیده‌اند.
 
یادآوری مجدد وجود صفات برجسته اخلاقی در سطح بسیار عالی در شخص
علامه طباطبایی نظیر؛ اخلاص، تواضع، عدم هیاهو و افتخار و اعجاب با وجود داشتن نظریات ابتکاری علمی و فلسفی فراوان و شایسته بودن لقب «صالح­المتألّهین» برای ایشان، از دیگر مطالب این کتاب است.

چاپ اول کتاب «ابداعات فلسفی علامه طباطبایی» در 352 صفحه، قطع رقعی و بهای 46000 ریال روانه بازار نشر شده است.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...