«حکمت اشراق سهروردی» نام کتابی است که به ارایه گزارشی از فلسفه اشراقی با تطبیق و نقد آن به همراه متن اصلی کتاب «حکمة الاشراق» می‌پردازد.

این کتاب شامل یک مقدمه و دو بخش است؛ در مقدمه کتاب که دو فصل جداگانه دارد، نخست تاریخچه زندگی سهروردی و جایگاه این حکیم در تاریخ فلسفه اسلامی و پس از آن درباره زمینه‌های آگاهی سهروردی از حکمت «خسروانی» مطالبی بیان شده است.

در بخشی از این فصل، با عنوان جایگاه سهروردی در تاریخ فلسفه اسلامی آمده است: « درباره سهروردی، دو گروه به افراط و تفریط، سخن گفته‌اند: یکی او را چنان بزرگ می‌داند که هرکسی نباید به خود اجازه ادعای فهم مطالب او را بدهد؛ اینان مقلدان خودباخته گذشتگان‌اند که همیشه رو به گذشته دارند و هر گذشته‌ای را از آینده‌اش کامل‌تر می‌دانند و دیگری روشن‌اندیشان غرب‌اند که آینده را به جای گذشته قبله امید و آرزوها قرار داده‌اند که درستش هم همین است.» نویسنده در بخش نخست کتاب به شرح و ترجمه کلام سهروردی پرداخته است؛ در همین بخش آمده است:« افراط در اعتبار ماهیت واحد عملاً ذهن را دو قطبی می‌کند؛ یک طرف جهل بود و طرف دیگر علم، بنابراین دیدگاه، ماهیت، همه اجزای ذاتی وجود را در بر دارد؛ اگر این ماهیت در ذهن باشد یا در خارج از ذهن، امکان ندارد چیزی از اجزاء و مقدمات آن موجود را در خود نداشته باشد؛ بنابراین، هرکس به آن علم دارد، همه چیز می‌داند و اگر آن را نشناسد، چیزی نمی‌داند».

رسا گزارش داده در بخش پایانی، نویسنده، گزیده متن عربی کتاب حکمة الاشراق را آورده که بسیار مفید و سودمند است. یادآور می‌شود کتاب حکمت اشراق سهروردی نوشته دکتر سید یحیی یثربی با شمارگان 1500 نسخه، در 324 صفحه، به قیمت 3150 تومان به همت انتشارات بوستان کتاب قم چاپ و به بازار کتاب عرضه شده است.

زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...