کتاب «پژوهشی در تدوین فلسفه تربیتی امام خمینی» نوشته حسنعلی بختیار نصرآبادی توسط پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی منتشر شد.

به گزارش مهر، فلسفه دارای معانی متعددی است که در کل می‌توان آن‌ها را به سه دسته کلی تقسیم کرد. در معنی اول، فلسفه یه مفهوم یونانی آن که معنای دایرة‌المعارفی دارد، به کار رفته است. در معنای دوم که معمولا فنی‌تر است، فلسفه به عنوان دانشی خاص معرفی می‌گردد که از آن به عنوان متافیزیک یا هستی‌شناسی نام برده می‌شود و تعبیر سومی که از فلسفه بر می‌آید، به تاریخ معاصر برمی‌گردد که در نتیجه رشد علوم طبیعی و نقض شدن پاره‌ای از مسائل که فلسفه در گذشته در مورد طبیعت و پدیده‌های آن ابراز کرده بود، به وجود آمده است. کتاب پیش رو، در پی تبیین جایگاه فلسفه و عرفان در اندیشه امام خمینی‌(ره) است.

فصل اول این کتاب شامل کلیات تحقیق است. شرح و بیان مساله پژوهش، اهداف پژوهش، هدف‌های ویژه، اهمیت و ضرورت تحقیق و روش تحقیق از مباحث و موضوعات اصلی این فصل کتاب هستند. در فصل دوم، موضوع تبیین اندیشه‌های فلسفی عرفانی امام خمینی روبرو هستیم. در این فصل هم مباحثی چون سرد ثنویت‌گرایی، تعبیر عرفانی وحدت، معرفت‌شناسی،  رمز تعریف نداشتن علم، تقسیمات علم، دفع شبهه، نقش اصالت وجود در هستی‌شناسی، وحدت تشکیکی وجود،عشق و عقل، شاخصه‌های عرفان از دیدگاه امام، سفرهای چهارگانه و ... مطرح می‌شوند.

فصل سوم کتاب درباره اصول موضوعه انسان‌شناسی و دلالت‌های تربیتی است و شامل موضوعاتی چون اصول موضوعه ناظر به کرامت انسان، دلالت‌های تربیتی، اصول تعلیم و تربیت از دیدگاه امام، اقسام علم و مقامات انسان، لزوم و ضرورت وجود ولی و مربی و ... می‌شود. فصل چهارم هم به عنوان آخرین فصل کتاب شامل مباحث خلاصه و نتیجه‌گیری است. در ادامه هم پیوست‌های ارجاعی کتاب با درج منابع و ماخذ فارسی و انگلیسی می‌آیند.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

در انسان‌شناسی مورد نظر امام خمینی، انسان موجودی است که حقایق عالم بالا و پایین در او جمع شده، به طوری که اسما و صفات حق را در عالم ظهور داده و مقام خلافت کبری در عالم کبیر به او اختصاص یافته است بعد از آن‌که خلافت صغری در عالم طبیعت به او داده شده است. به واسطه این ویژگی خاص یعنی استعداد دریافت همه حقایق، برترین آفریده عالم وجود گشته و همه جهان را مسخر خود نموده است. و به سوی یک موجود بی‌نهایت حرکت کرده است. «موجودی که عجیب است» در جمیع طبقات موجودات و مخلوقات باری تعالی، هیچ موجودی مثل انسان نیست، اعجوبه‌ای است که از او یک موجود الهی ملکوتی ساخته می‌شود و یک موجود جهنمی شیطانی.

لذا انسان یک اعجوبه‌ای است که از هر دو طرف غیرمتناهی است: از طرف سعادت غیر متناهی و از طرف شقاوت غیر متناهی. و شرافت انسانی به این است که برای قرار گرفتن در جهت سعادت مطلق و حفظ کرامت در مقابل زور بایستد. چرا که عزت و شرف و ارزش‌های انسانی، گوهرهای گران‌بهایی هستند که اسلاف صالح این مکتب، عمر خود و یاران خود را در راه حراست و نگهبانی از آن وقف نموده‌اند.

این کتاب با 458 صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت 11 هزار تومان منتشر شده است.

شعر نو به علت وجود توللی و من (سایه) و نادرپور و بعد اخوان و حتی دکتر اسلامی ندوشن به کرسی نشست ... طبیعی است که به این باور برسد که خاتم‌الشعراست و تنها او نجات‌دهنده شعر نیمایی است... شعر و زندگی او هیچ نسبتی با تفکر مدرن ندارد و در هیچ شعری به نیمایی و تفکر نیمایی شبیه نیست... همه چیز را برای خود می‌خواهد و خود را برتر و بهتر از دیگران می‌پندارد... در سراسر خاطرات او آدم‌ها سیاه و سفیدند... ...
ما سه‌چهارم عمرمان را به خواستن و نتوانستن می‌گذرانیم... نظر به این‌که آن بالا نوشته شده وجود من برایتان ضروری است، من می‌توانم از این مزیت هر چند دفعه‌ای که موقعیت اجازه دهد، سوء‌استفاده کنم... ضوابط اخلاقی، مقرراتی است که به نفع خودمان برای سایرین وضع می‌کنیم... هیچ‌کس نمی‌داند این چرخ گردون چه می‌خواهد یا چه نمی‌خواهد، چه‌بسا خودش نیز نداند! ...
گوناگونی فرهنگی پدیده‌ای است انکارناپذیر و محوناشدنی ... فرایند تصمیم‌گیری‌های سیاسی چگونه باید تنظیم شود که در عین احترام به این تفاوت‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز شهروندان نیز رعایت شود؟... آیا کیملیکا با تمسک به بحث سنتی لیبرال در باب آزادی انتخاب در ارائه ابزار لازم برای حل تفاوت فرهنگی موفق شده یا خیر؟!... ...
همان موقع مطبوعات فرانسه ویرشان گرفته بود که سربه‌سر رضا شاه بگذارند از طریق بازی کردن با واژه فرانسه chat (تلفظ: «شا» به معنی «گربه») و واژه «شا= شاه»... به عضویت سازمان جوانان حزب توده ایران درآمدم و فعالیتم آنچنان بالا گرفت که دیگر رمق و وقتی برای دوره دکتری باقی نماند... به جرم فعالیت سیاسی سه سال به زندان افتادم در زندان کار اصلی‌ من ترجمه بود ...
پدر و پسر با انگلیسی‌ها دست در یك كاسه داشته‌اند!... مجبورند چاقوی كندی را كه می‌خواهند با آن سر میرزا را ببرند، تیز كنند... یا یكی مثل صادق‌ ریش كه ادعای مبارزه دارد چگونه در دود و دم و آب‌شنگولی غرق است؟ ... شاید پروین دوستم ندارد و تمام آن سه ‌سال خودم را گول زدم و با خیالش خوش بودم... پیرمرد نگران پسر چریك است، اما پسر به این نگرانی وقعی نمی‌گذارد و راه خودش را می‌رود. ...