مجموعه دوجلدی «ریاضی شاد» نوشته هوشنگ شرقی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این مجموعه با عنوان فرعی «معماها، بازی‌ها و لطیفه‌های ریاضی» نوشته هوشنگ شرقی با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۹ هزار تومان توسط انتشارات مدرسه منتشر شده است. 

کتاب «ریاضی شاد» با هدف اشاعه فرهنگ ریاضی شاد و تفریحی در دو جلد ارائه می‌شود. در این کتاب به معماهای منطقی تاکید خاصی داشته‌ایم، چرا که فقط نیاز به تفکر منطقی و خلاق دارند. همچنین به بازی‌ها و سرگرمی‌های ریاضی و پارادوکس‌ها که از جنبه‌های مفید و جذاب ریاضی هستند توجه شده است. در لابه‌لای مباحث نیز به تناوب از لطیفه‌ها و خواندنی‌های ریاضی استفاده کرده‌ایم. همچنین بخش شعبده‌بازی با ریاضیات هم بسیار جذاب و سرگرم‌کنننده است. برای استفاده از کتاب، پیش‌نیاز لازم نیست و همه دانش‌آموزان دوره‌های اول و دوم متوسطه می‌توانند از آن استفاده کنند. 

در معرفی ناشر از این مجموعه عنوان شده است: ریاضی شاد و ریاضی دلپذیر شیوه‌ای در نگرش به ریاضیات است که به جذاب‌تر شدن آن کمک می‌کند. این جذابیت‌ها از طریق سرگرمی‌ها، بازی‌ها، پارادوکس‌ها، لطیفه‌ها، شعبده‌بازی و تردستی و کاریکاتورها ایجاد می‌شوند.

برخی بر این باورند که علم ریاضیات جنبه‌های متنوعی ندارد و آن را فقط مجموعه‌ای از فرمول‌های معادله‌ای و محاسبه‌ای می‌دانند. اما هوشنگ شرقی در دو جلد «ریاضیات شاد» جنبه‌های متنوع ریاضیات را به نمایش درآورده است.

نویسنده در این کتاب علاوه‌بر این‌که ریاضیات را به شکل جذاب‌تری ارائه می‌دهد تا حدودی علم ریاضی را آموزش نیز می‌دهد. نه به آن معنی که مسائل مدرسه را بازآموزی کند بلکه به صورت غیرمستقیم و جذاب. در بخش‌هایی از کتاب، حکایت‌های خواندنی، فکاهیات و لطیفه‌های زندگی ریاضی‌دان‌ها نگاشته شده است که کتاب را خواندنی‌تر می‌کند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...