تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر از کتاب «فیه‌مافیه» مولانا توسط انتشارات نگاه به چاپ هفتم رسید.

به گزارش مهر، فیه‌مافیه، که به‌نام مقالات مولانا هم شناخته می‌شود، تعدادی از نوشته‌های منثور مولوی شاعر و عارف بزرگ ایرانی را در بر می‌گیرد که موضوع‌شان نقد و تفسیر عرفانی است. متن این کتاب در واقع سخنرانی‌های به نثر درآمده مولانا طی ۳۰ سال گفتگو در مجالس مختلف است که توسط مریدان وی ثبت و ضبط شده است.

فیه‌مافیه نثری ساده و روان دارد و کتابی که نشر نگاه از تصحیح فروزانفر از این اثر چاپ کرده، با نقطه‌گذاری، فاصله‌گذاری و اعراب‌گذاری برخی واژه‌ها و عبارات دشوار و رعایت رسم‌الخط یکسان و امروزی همراه شده است.

فروزانفر مقدمه خود بر این تصحیح را سال ۱۳۳۰ به پایان برده است. این استاد و مصحح ادبیات فارسی، متولد سال ۱۲۷۶ و درگذشته به سال ۱۳۴۹ است. او از علاقه‌مندان به آثار مولانا بود که ۴۰ سال از زندگی خود را صرف تحقیق و پژوهش در این‌زمینه کرد.

چاپ هفتم این تصحیح، با ۳۹۲ صفحه و قیمت ۵۵ هزار تومان عرضه شده است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...