نمایشنامه «خورشید از سمت غروب» روایتی است از زندگی حضرت سلیمان و هدهد که علی موذنی با بهره گیری از شاخصه‌های فرهنگ ملی ایران و بسط نگاه هستی‌شناسانه درباره انسان آن را به نگارش در آورده است.

به گزارش خبرآنلاین، مجموعه نمایشنامه «خورشید از سمت غروب» تازه‌ترین واکاوی موذنی به پایه ذهن و اندیشه او از آیات و حکایت‌های قرآن کریم است که به شکلی هنرمندانه در قالب متنی نمایشی از سوی انتشارات نیستان منتشر شده است. این کتاب در چهار فصل با عنوان «خورشید از سمت غروب» با موضوع داستانی از زندگانی حضرت سلیمان، «هاقیل» شامل روایتی از داستان هابیل و قابیل،« دریایی» شامل داستانی از زندگی حضرت یونس و نمایشنامه «مفرد مذکر غایب» که پیش از این نیز به صورتی مستقل منتشر شده بود روایتی از متولد شدن امام زمان(عج) و فضایی که ایشان به دنیا آمده را به مخاطب ارایه می‌دهد.

توجه به وجوه درونی دین و بهره‌گیری از شاخصه‌های فرهنگ ملی ایران و بسط نگاه هستی‌شناسانه درباره انسان از بارزترین ویژگی‌های آثار موذنی در زمینه داستان و نمایشنامه است و «خورشید از سمت غروب» حاصل حضور نگاه منحصر به فرد موذنی در سوژه پردازی دینی در ادبیات ایران است. نگاه موذنی در صحنه‌پردازی‌های این نمایش‌ها را حتی اگر نگاهی مدرن نتوان نامید اما استواری و صراحت کلام او در بیان جملات و دیالوگ‌های انسان‌های حاضر در موقعیت‌های نمایشی او و عدم شعارزدگی در عباراتش توانسته متن او را با وجود ساختار نمایشی به اندازه یک متن داستانی خوشخوان کند.

روایت‌های او صرف‌نظر از نوع بیان، همانند داستان‌هایی که هر خط از آن به نوعی به خواننده ضربه‌ای روحی و یا حتی عاطفی وارد می‌کند، برای مخاطبان موذنی قابل توجه خواهد بود و حتی می‌توان گفت نثر او می‌تواند به نوعی خوانندگان داستان را با گونه نوشتاری نمایشنامه هم آشتی دهد. نثر دوباره پا به میدان گذاشته علی موذنی در روزگار تهی شدن معنی از درون داستان‌ها و نمایشنامه‌های تالیفی و ترجمه‌ای این روزهای ایران بی‌شک همانند خورشیدی که نامتعارف از مغرب طلوع می‌کند ذهن و اندیشه‌های بسیاری را در آینده‌ای نه چندان دور به مطالبه ادبیاتی جدی و پرسشگر وادار می‌کند که نخستین تبعات آن بی‌شک پاسخگویی تمامی متون انسان‌گرایانه صرف به مخاطبان نورسته حاصل از این جریان است.

علی مؤذنی متولد 1337 از تهران است. پس از تمام کردن تحصیلات متوسطه به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت و در رشته ادبیات نمایشی از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. اولین اثرش را در سال 1367 در مجله کادح منتشر کرد. «کلاهی از گیسوی من»، «سبز و دلاویز»، رمان «نوشدارو» و نمایشنامه «کیسه بوکس» از آثار او محسوب می‌شود.

از این نویسنده و فیلمنامه نویس، کتاب های «شعر به انتظار تو»، «ظهور»، «مفرد مذکر غایب»، «ملیکا»، «نه آبی، نه خاکی»، «چهار فصل» و «مامور» در فروشگاههای دفتر نشر معارف و سایت پاتوق کتاب موجود و قابل تهیه است.

مؤذنى از جمله هنرمندانی است که در چند عرصه داستان کوتاه، رمان، داستان بلند، نمایشنامه، فیلمنامه قلم می‌زند همچنین وی در حوزه ساخت فیلم نیز فعالیت دارد. وی در حوزه ادبیات دفاع مقدس نیز رویکردى خاص به مسائل دارد. از جمله آثار وی که اغلب با اقبال منتقدان و مخاطبان روبرو شده‌اند و جوایزی را نیز از آن خود کرده‌اند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

رمان «ظهور» رمان برگزیده در سال 78، کتاب «چهار فصل» شامل سه داستان بلند، کتاب «سفر ششم»، «ملاقات در شب آفتابی» برنده جایزه کتاب سال، «دلاویزتر از سبز» یکی از برترین داستان‌های شناخته شده در مراسم بیست سال داستان نویسى و «ارتباط ایرانی» رمان تحسین شده از طرف شوراى نویسندگان روسیه.

سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...
جوان، کتاب دارد و پیرمرد چاقو. سکویی نیز در بین طبقات حرکت می‌کند... ساختمان، در کل ۳۳۳ طبقه دارد، بنابراین ۶۶۶ نفر در این جهنم شیطانی هستند... غذاها پس‌مانده‌ طبقات بالاتر است... عدالتی در کار نیست و پیرمرد نیز هم‌طبقه‌‌ای‌های خودش را خورده است... دوگانه نمادین دن‌کیشوت و سانچو پانزا شکل می‌گیرد... افراد می‌توانند به یکدیگر کمک کنند، اما شاهد «جنگ همه، علیه همه» هستیم... جهانی شیطانی، تاریک، ناامید و پوچ. ...