"روگلیو ریورون" نویسنده جوان کوبایی توانست با رمان "رقص با تو در کنار بوته‌زار" جایزه سال 2008 ایتالو کالوینو را کسب کند.

این جایزه که هر سال از سوی اتحادیه نویسندگان و هنرمندان کوبا اهدا می شود، امسال از میان 32 اثر راه یافته به مرحله نهایی به "ریورون" تعلق گرفت.

مراسم اهدای این جایزه که با حضور شخصیت های ادبی و دیپلمات های آمریکای لاتین و نیز سفیر ایتالیا در کوبا برگزار شد، با تجلیل از ایتالو کالوینو همراه شد و از این نویسنده به عنوان یکی از نویسندگان برجسته قرن بیستم نام برده شد. سفیر ایتالیا نیز اعطای این جایزه را نشانگر تعمیق رابطه فرهنگی دو کشور دانست.

به گزارش مهر به نقل از ریوریا، "روگلیو ریورون" روزنامه نگار، نویسنده و منتقد کوبایی در سال 1964 در پلاستاس متولد شد. او از دوران جوانی با انتشار آثار و دریافت جوایز مختلف خود را به عنوان یکی از مستعدترین نویسندگان کشورش معرفی کرد. از جمله جوایز او می توان به جایزه "روزنامه نگاری فرهنگ و انقلاب"، جایزه "اتحادیه نویسندگان و هنرمندان کوبا" و جایزه "کاسادلاس آمریکا" اشاره کرد. "اشتباهی"، "زنان، زنان"، "صبح به خیر زنون" و "گربه های استانبول" عناوین برخی کتابهای اوست.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...