مجموعه داستان کوتاه گمشده‌ی «دافنه دو موریه» پس از 70 سال پیدا شد.

به گزارش ایسنا، این مجموعه داستان کوتاه با نام «عروسک» پس از 70 سال توسط یکی از علاقه‌مندان به آثار «دو موریه»، نویسنده‌ی رمان مشهور «ربکا»، در میان کتاب‌هایش پیدا شد. «عروسک» نام یکی از 13 داستان کوتاهی است که در سال 1928 نوشته شده و قرار است در یک مجموعه داستان کوتاه در ماه می به چاپ برسد.

به نوشته‌ی روزنامه‌ی ایندیپندنت، «آن ویلمور» که در یک کتاب‌فروشی کار می‌کند، فردی است که این مجموعه داستان کوتاه را در یک کتاب، که در بردارنده‌ی آثار ممنوع‌الچاپ نویسندگان مختلف در سال 1937 است، پیدا کرده است.

«دافنه براونینگ» (1989 ـ 1907) بیشتر با نام «دافنه دو موریه» در دنیای ادبیات شناخته شده است. وی یک رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس معروف انگلیسی است که بیشتر شهرتش را مدیون رمان «ربکا» (1938) است. هم‌چنین داستان کوتاه او با عنوان «پرندگان» نیز معروف است. بعدها این دو کتاب توسط «آلفرد هیچکاک» به فیلم تبدیل شد.

از دیگر آثار این نویسنده‌ی زن می‌توان به «روح دوست‌داشتنی»، «یک تصویر»، «میکده جامائیکا»، «من هرگز دوباره جوان نخواهم شد» و «سپر بلا» اشاره کرد.

او به پاپ سینمای پاپ شهرت یافته... چگونه صد فیلم در هالیوود ساختم و هرگز پشیزی از دست ندادم... یکی از موارد درخشان کارنامه‌ او ساختن هشت فیلم بر اساس قصه‌های ادگار آلن پو است... فیلم‌سازی مستقل در هالیوود یعنی ساختن فیلم‌های کوچک، کم‌هزینه و سریع... احساسم این بود که به عنوان یک صنعت‌گر کار می‌کنم و اگر از خلال صنعت‌گریِ تمام‌عیار، امری متعالی پدید می‌آمد و بارقه‌ای از هنر ظاهر می‌شد، جای خوشحالی بود ...
ملال، جوهره و ماده اصیل حیات است... ملال‌انگیزترین وضعیت حیاتی بشر، اندیشیدن در تنهایی ست... نوعی میل به وضعیت «نیستی» و مرگ در راستای پایان بخشیدن به شرایط کنونی و ایجاد وضعیت حیات‌مند دیگری است... برای رهایی از ملال زندگی اجتماعی و آسیب‌های ناشی از آن ناگزیرند، فاصله‌ای مناسب از اجتماع و «همدیگر» داشته باشند که بتوانند تا اندازه‌ای از رنج‌های حاصل از «با هم بودن» در امان باشند... وضعیت جوجه‌تیغی‌! ...
من خیلی چیزها را ندیده‌ام، نمی‌دانم در زندان‌های کره‌شمالی چه خبر است؟... استادیوم جایی است که می‌توان دمای جامعه را آنجا سنجید. اگر بعد بازی شیشه می‌شکنند یعنی جامعه آمادگی شیشه شکستن دارد... در ساحت دین‌داری مدرن انسان ترک را به انسان ایرانی نزدیک می‌بینم... آمریکا برای بقا به عنوان ابرقدرت نیاز به وجود کشورهایی مانند کره شمالی و ایران دارد ...
کیست که ماریای راهبه با زخمی باز در سینه، تهمینه؛ مارکسیستِ بکارت ‌از دست‌ داده یا پدر خاچیک رمان‌خوان شک‌زده را از یاد ببرد؟... ناصر سوخته: باستان‌‌شناس و عاشق، مسعود سوخته: رزمنده و نیروی تحت‌الامر مهندس چمران، منصور سوخته: عکاس وقایع انقلاب، محمود سوخته: مارکسیست عاشق و طاهر: کودک و معصوم... قصه نسلی که سوخته، پسران ناکام در عشق و زندگی، جوانان در خون‌‌ شده وطن ...
جامه ساده‌ای را که همانند جامه راننده‌اش بود می‌پوشید... روزی چهارده ساعت کار می‌کرد... استوار کردن مجلس و گرداندن آن به ستاد استوار انقلاب، پشتوانه پیروزی‌های آینده مردم ایران می‌شد... دانست که بی‌اصلاحات درونی پیروزی در کار نفت شدنی نیست... هر اصلاحی با منافع خصوصی عده‌ای که سالیان دراز با هرج و مرج و عنان گسیختگی و سوءاستفاده خو گرفته‌اند تماس پیدا می‌کند ...