کتاب «فلسفه هانا آرنت» نوشته پاتریشیا آلتنبرند جانسون با ترجمه خشایار دیهیمی توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، نسخه اصلی این کتاب در سال ۲۰۰۱ چاپ شده که در قالب یکی از کتاب‌های «بزرگان اندیشه» نشر نو منتشر شده است.

«فلسفه هانا آرنت» هفتمین عنوانی است که نشر نو از مجموعه فلسفه انتشارات وادزوُرد در آمریکا با سرویراستاری دنیل کولاک، منتشر می‌کند و هدف از انتشارش، آشنایی مخاطبان با مهم‌ترین فلاسفه و مسائل فلسفی است. «فلسفه کی‌یر کگور»، «فلسفه جان استیوارت میل»، «فلسفه داستایفسکی»، «فلسفه کامو»، «فلسفه عیسی» و «فلسفه رالز» عناوینی هستند که پیش از این کتاب، در قالب مجموعه مذکور منتشر شده‌اند.

به‌طور کلی آثار مجموعه فلسفه انتشارات وادزورد بناست شوق خواندن، فکر کردن و آموختن را در خواننده برانگیزند. این کتاب‌ها با نگاه تحلیلی نوشته شده‌اند و آثار فلاسفه غیرتحلیلی یا اندیشمندانی را هم که به عنوان فیلسوف شناخته نمی‌شوند، مورد بررسی قرار می‌دهد. نویسندگان کتاب‌های این مجموعه نظر و تفسیر خودشان را هم ارائه کرده‌اند.

هانا آرنت یکی از فلاسفه معاصر آلمانی است که به‌خاطر یهودی‌بودنش در زندگی دچار مشکلاتی از قبیل فرار و مهاجرت شد. او متولد ۱۹۰۶ است و با وجود عشق و محبت در خانواده‌اش، از همان سنین کودکی با اندوه و پریشانی عمیقی همراه شد. آرنت در فلسفه‌اش روی تاریخ و تفسیرش تمرکز داشت و همچنین در پی کار روی مفهوم توتالیتاریسم بود. او در سال ۱۹۷۵ در نیویورک درگذشت.

کتاب «فلسفه هانا آرنت» ۸ فصل اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «از تولد تا مرگ»، «توتالیتاریسم»، «وضع بشری»، «آیشمان»، «رویارویی با اعصار ظلمانی»، «تاملاتی درباره تجربه آمریکایی»، «اهمیت تفکر» و «آرنت و تفکر امروزی».

در فصل اول کتاب، زندگینامه اجمالی آرنت از زمان تولد تا پایان زندگی‌اش مرور می‌شود. در فصول بعدی کتاب هم درباره یهودستیزی، روان‌شناسی توده‌ای، حقوق بشر، زحمت و مصرف‌گرایی، عصر مدرن، جهان مدرن و اهمیت تفکر، محاکمه آدولف آیشمان، حیات ذهن، کارل یاسپرس، بحران‌های جمهوری، انقلاب، رویارویی با پایان جهان، جماعات اروپایی، تفکر و دانستن، سقراط، والتر بنیامین، امر اجتماعی، مسائل اخلاقی و … مطالبی درج شده است.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

چون مسائل مربوط به هویت یهودی در درون یک دولت در وهله نخست سیاسی بود، یهودی بودن می‌توانست یک جرم و جنایت به حساب آید. اما آرنت این را هم نادیده نمی‌گذارد که در موقعیت دوپهلوی اجتماعی، یهودی‌بودن بدل به یک شر می‌شد. یهودی بودن به‌معنای ناقص‌الخلقه گرفته می‌شد. یهودیان می‌توانستند با مسیحی‌شدن از شر دین یهودی خلاص شوند، اما هیچ راهی برای گریز از یهودی‌بودن وجود نداشت. داشتن دین یهودی چون به‌چشم جرم نگریسته می‌شد، با وضع قوانین محدودکننده برای یهودیان پاسخ می‌گرفت. اما وقتی یهودی بودن به‌چشم شر نگریسته می‌شد، فقط با محو شدن از این دنیا قابل علاج بود. آرنت چنین نتیجه می‌گیرد:

آن تفسیری که جامعه از اصل و نسب یهودی افراد و نقش یهودیان در چارچوب زندگی اجتماعی داشت ربط وثیقی به چگونگی به کارگیری تمام‌عیار و فاجعه‌بار همه ابزارهای یهودی‌ستیزی داشت. شاخه نازی یهودستیزی ریشه در این شرایط اجتماعی داشت...

آرنت معتقد است یهودستیزی، که تک‌تک یهودیان را ناقص‌الخلقه به‌حساب می‌آورد، پیشاپیش خودش را در ماجرای درفوس نشان داده بود.

ماجرای درفوس

آرنت می‌گوید ماجرای درفوس «طلیعه قرن بیستم» بود. ماجرای درفوس نشان می‌دهد چگونه پیچیدگی‌های سیاسی و اجتماعی قرن نوزدهم دست‌به‌دست هم دادند و یهودستیزی شکل گرفت.

این کتاب با ۱۵۲ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۲ هزار تومان منتشر شده است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...