کتاب «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» با یادکردی از منوچهر طیاب از سوی نشر ساقی منتشر شد.

به گزارش مهر، «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» عنوان کتابی است که به شرح فعالیت‌های منوچهر طیاب یکی از پیشکسوتان و موسپیدان سینمای مستند ایران می‌پردازد.

همایون امامی نویسنده کتاب سعی داشته زندگی و فعالیت‌های طیاب را در این کتاب طی سه بخش تقسیم بندی و معرفی کند. زندگی و بیوگرافی طیاب، طیاب به روایت دیگران و همچنین فیلم‌شناسی طیاب بخش‌هایی است که امامی بدان پرداخته است.

بنا بر اعلام ناشر، این کتاب به مجموعه «پیشگامان سینمای مستند ایران» تعلق دارد که با عنایت به رویکرد تاریخ شفاهی و نقد هنری، می کوشد فیلم‌های مستند پیشگامان و بنیانگذاران سینمای مستند ایران را با تکیه بر بستر زمانی و موقعیت‌های اجتماعی، فرهنگی جامعه در آن دوران مورد بحث و نقد و بررسی قرار دهد.

این کتاب به تازگی توسط انتشارات ساقی در ۴۵۶ صفحه مصور به چاپ رسیده و راهی بازار نشر گردیده است.

هنر |
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...