«سوئیت نغمه‌های ایرانی برای پیانو» اثر فرید عمران توسط انتشارات ماهور در دسترس علاقه‌مندان و نوازندگان پیانو قرار گرفت.

سوئیت نغمه‌های ایرانی برای پیانو فرید عمران

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، موسسه فرهنگی - هنری ماهور کتاب «سوئیت نغمه‌های ایرانی برای پیانو» را با شمارگان هزار نسخه، ۴۸ صفحه و بهای ۵۰ هزار تومان به همراه یک لوح فشرده از اجرای قطعات منتشر کرد. کتاب شامل این قطعات است: «پاچ لیلی»، «قوچانی»، «تی حال می حال»، «راه شیراز» و «یک گلی سایه چمن»

فرید عمران، موسیقیدان، آهنگساز و مدرس موسیقی است که به سال ۱۳۲۴ در آبادان متولد شد. او موسیقی را با فراگیری ویلن و پیانو آغاز کرد و در ادامه تحصیل را در کنسرواتوار تهران ادامه داد. از استادان شاخص او در ایران می‌توان به مرتضی حنانه و یوسف یوسف زاده اشاره کرد. او همزمان نزد پیانیست و آهنگساز روس لئونید ساموس به فراگیری آهنگسازی و نوازندگی پیانو پرداخت. سپس برای ادامه تحصیل به لندن رفت و در آکادمی موسیقی لندن تحصیلات خود در رشته آهنگسازی را تا درجه استادی به اتمام رساند.

موسیقیدانان برجسته‌ای چون جان مک کیب در رشته آهنگسازی و لارنس لئونارد در رهبری ارکستر از اساتید او بوده‌اند. او پس از آن بیش از ۴۰ سال در ایران و انگلستان به تدریس موسیقی اشتغال داشته است. عمران پس از بازگشت به ایران ارکستر آکادمیا را پایه گذاری کرد. عمران ۱۳۸۴ هنرکده‌ی عالی موسیقی و روان‌شناسی به‌نام «آکادمیا» را بنیان نهاد. سال‌های ۸۵ و ۸۶ به‌عنوان رهبر و آهنگساز کُر و ارکستر «آکادمیا» در جشنواره‌ی موسیقی فجر شرکت کرد و به دریافت چنگ زرین نایل آمد.

موسیقی فرید عمران ترکیبی هنرمندانه از هارمونی و فضای مدرن و نغمه‌ها ملودی‌های شرقی است؛ که تأثیر گرفته از زندگی آهنگساز در میان اقوام و مطالعهٔ دقیق هنر غرب است. همچنین او علاوه بر موسیقی، فعالیتی جدی در حوزه‌های روانشناسی و تعمق در مکاتب فلسفی و عرفانی شرق داشته که تأثیری انسان گرایانه در آثار او گذاشته. نگاه فرید عمران باعث تلاش او در ایجاد موسیقی‌ای قابل فهم برای عموم و قابل مطالعه برای اهل فن شده‌است، به طوری که کمتر کسی از شنیدن آثارش دچار سردرگمی و احساس کمبود نسبت به شناخت موسیقی می‌شود.

از دیگر کتاب‌های منتشر شده فرید عمران می‌توان به این موارد اشاره کرد: «آموزش پیانو» در سه مجلد، «۲۴ دقیقه با کودکان و نوجوانان»، «سه فانتزی روسی»، «سونات فلوت شماره ۱» و «پنج والس برای پیانو».

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...