• 20 اسفند 1399

    پیام-محمد-مصطفی-عقاد

    در آن جزیره‌ی تعصب و جاهلیت، در میان مردمانی که به کینه و کشتار «مفتخر» بودند؛ به فرمانده‌ی سلحشورانش می‌گوید: هر اسیری که به ده مسلمان، «خواندن» بیاموزد؛ آزاد شود! گویی حیات اسلام بیش از هرچیز به «خواندن» بسته است. گویی مسلمانی با خواندن معنا می‌شود؛ که از روز اول، در پیام اول از آیه‌ی اول هم، دستور رسیده بود: «اقراء».... حدود ۱۲درصد جمعیت جمهوری اسلامی ایران، بی‌سوادِ مطلق هستند. بیسواد مطلق!... ۴۳درصد بی‌سوادان جهان در کشورهای اسلامی زنده هستند! ...

  • 20 آذر 1399

    ربهکا-به-روایت-هیچکاک-فیلم

    ربه‌کا یا ریوکا در عبری امروزی یا ربقاه یا رفقه در عهد عتیق (به معنی فریبنده) نام مادر یعقوب پیامبر است... از زمان انتشار اولین نسخه‌ از رمان ربه‌کا در سال 1938 تا به امروز حداقل 4 اقتباس سینمایی و سریالی بر اساس آن تولید شده است... دلم می‌خواست دستگاهی اختراع می‌کردم که خاطره رو نگه می‌داشت مثل عطر تو شیشه و این خاطره هرگز محو نمی‌شد و من هر وقت دلم می‌خواست می‌تونستم در بطری رو باز کنم و خاطره رو از نو تجدید کنم... همچنان ساخته‌ی آلفرد هیچکاک با بازی لارنس اولیویر و جون فونتین، بهترین است ...

  • 16 آذر 1399

    تاریخ-تصویر-به-روایت-شروین-شهامیپور-فیلم

    تاریخ تصویر در غارها آغاز شده و فعلا به آی‌پد رسیده است. کسی چه می‌داند بعدش کجا می‌رود؟ ولی یک چیز قطعی است، چالش‌ها همان است: چگونه جهان سه‌بعدی را روی سطحی دوبعدی بازنمایی می‌کنید؟‌ دیوید هاکنی سالها نقاش، طراح، عکاس، فیلمساز و حتی چاپچی بوده است و حالا با همراهی مارتین گی‌فورد؛ به این سوال با تصاویر پاسخ داده است. نسخه اصلی این کتاب در سال 2016 منتشر شده و اکنون با ترجمه شهامی‌پور در دسترس مخاطبان ایرانی ست. ...

  • 20 اردیبهشت 1399

    زوربای-یونانی-وقتی-خون-زن-حلال-بود-طه-جم

    برای زن بیوه‌ی جزیره‌ی کِرت، از کابین عشق تا آغوش مرگ، فاصله زیادی نیست. تمام مردان جزیره - و حتی بسیاری از زنان - صف کشیده اند تا خونِ زنی که سالهاست در هوسِ هیچ کدام از آنها شریک نشده را بریزند. و عجیب اینکه این حکایتِ همیشه‌ی روزگار بوده و هست. آری! هست. تماشاچیان وحشی و خون ریز ساحل ِ کرت، اکنون جای خود را به تماشاچیان متمدن! و خون ریز شبکه های اجتماعی داده اند. مردان و زنانی که به دیگران به چشم «ابزار» می نگرند؛ نه انسان. ابزاری برای لذت ...

  • 14 آبان 1398

    چرا-ما-ایرانیها-اینجوری-هستیم-فیلم

    «ایرانی‌ها فردگرا و خودرای هستند»، «ایرانی‌ها تنبل هستند»، «ایرانی ها بی‌نظم هستند»، «ایرانی ها دروغگو هستند»، «ایرانی ها مخالف نخبه‌گرایی هستند» و... در این برنامه تبارشناسی و شیوه نگارش کتاب‌هایی مثل «خلقیات ما ایرانیان» اثر محمدعلی جمالزاده، «جامعه شناسی نخبه کشی» نوشته علی رضاقلی، «جامعه شناسی خودمانی» به قلم حسن نراقی، «پیرامون خودمداری ایرانیان» و «کار و فراغت ایرانیان» از حسن قاضی مراد، تحلیل و بررسی شده است. ...

  • 20 مهر 1398

    زیباترین-کتابفروشی-دنیا-فیلم-و-عکس

    به سال 1881 میلادی و در مرکز تاریخی شهر پورتو (خیابان ۱۴۴ کارملیتاس) تاسیس شد و از سال 2001 به عنوان یکی از بناهای حفاظت شده سازمان میراث فرهنگی پرتغال ثبت شده است. مشهور است که جی‌کی رولینگ وقتی در پرتغال به عنوان معلم انگلیسی کار می‌کرده است، به طور منظم به این کتاب‌فروشی مراجعه می‌کرده و این کتابفروشی مرجع الهام بسیاری از تصاویر هری پاتر است. بر روی سقف شیشه‌ای طبقۀ دوم کتاب‌فروشی، شعار لاتین «شایستگی در کار [است].» (Decus in Labore) خودنمایی می‌کند. ...

Loading
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
نوجوان برای رشد و تکمیل شخصیتش، نظر به قهرمان دارد. قهرمانِ فانتزی و خیالی، شخصیت خیال پرداز می‌سازد و قهرمان‌هایی که زندگی ملموس و تجربه‌های واقعی دارند؛ «خلاقیت» و «توانایی حل مشکل» را می‌آموزند. مجموعه ۱۳ جلدی «ماجراهای ناگوار» که در ایران با نام «بچه‌های بدشانس» نیز ترجمه شده‌ است؛ ۳ قهرمان از گروه دوم دارند: دو نوجوان و یک کودک که به تازگی یتیم شده‌اند و درگیر مشکلات ریز و درشت «زندگی واقعی» ...
یک «نظامی سابق»(تام کروز) که ردیف بلندی از مدال‌های افتخار را یدک می‌کشد، به دختر دادستان (رزاموند پایک) که از قضا وکیل یک «نظامی سابق»ِ دیگر است می‌گوید: چهار نوع آدم وارد ارتش می‌شوند: اول. آنهایی که شغل خانوادگی‌شون اینه. دوم. آدمایی که برای کسب درآمد و امرار معاش، اسلحه به دست می‌گیرند. سوم. اونایی که وطن پرستند؛ و چهارم آدمایی که برای «کشتار آدم‌ها با مجوز قانونی» به نظام می‌پیوندند. ...
جوزفین عشق سوزان تئودور را رد کرده است و حالا با مادر درد دل می‌کند: حس می‌کنم که زن‌ها در کنار قلب، ذهن و روح هم دارن. و در کنار زیبایی، آرزو و استعداد هم دارن. و خسته شدم از اینکه همه می‌گن عشق تنها چیزیه که برای زن‌ها مناسبه... ولی خیلی تنهام... اقتباس هنرمندانه‌ی گرتا گرویگ از رمان زنان کوچک اثر لوییزا می الکات با بازی «سورشا رونان» در نقش جو مارچ، «تیموتی شالامی» در نقش لاری و «لورا درن» در نقش ابیگل مارچ ...
سریال ۱۴ قسمتی ساخت بی‌بی‌سی... دنیا از نگاه ایمی و آرتور ... سریالی خوش ساخت و دیدنی که ضمن نمایش شکاف طبقاتی و اخلاقیات اشرافی حاکم بر جامعه انگلستان در دوره ویکتوریا به کاغذبازی لجام گسیخته و فساد حکومتی دستگاه‌های مختلف نیز پرداخته است... گوشه‌هایی از بازی کلر فوی [Claire Foy] در نقش «ایمی دوریت» و متیو مک‌فادین [Matthew Macfadyen] در نقش آرتور کلنام. ...
اقتباسی وفادارانه است از رمان ایرج پزشک‌زاد... دیالوگهای جذاب و بازی درخشان بازیگران در لوکیشین تاریخی «مجموعه امین السلطان» و صدالبته هجو و هزل و نیشخند بسیاری از عادات و آداب و سنن ایرانی، باعث شده است که این مجموعه در حافظه تاریخی ایرانیان ثبت شود. گوشه‌هایی از این سریال را ببینید با بازی مرحوم اسماعیل داورفر در نقش دوستعلی‌خان و با صدای زنده‌یاد عزت‌الله مقبلی ...
دادگاه‌های تفتیش عقاید و دیگر فجایع کلیسا در قرون وسطا برای برخی ابزار تحقیر مسیحیان و حجتی! بر حقانیت خویشتن است؛ اما نباید فراموش کرد که همان سنت‌های الهی که با مسیحیان شوخی نداشت، با ما مسلمانان هم تعارف ندارد. داستان سوارشدن اهالی متون مقدس بر جهل مردم به نام دین و باجگیری روحانیت اشرافی از قدرت، در طول تاریخ بشر، یک داستان تکراری با نتایج تکراری ست. حتی برای اهالی کتاب و سنت اسلامی: «ایمانی که با ترس آمده باشد؛ با خنده خواهد رفت.» ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
ویوین لی در نقش اسکارلت... آرزوها، عشق‌ها و هوس‌هایی که بر باد رفته... زمین داران «جنوبی»، سرمست از باده‌ی عصرانه و هیجان زده از غروری کاذب، رجز جنگ می‌خوانند: باید التماسمون کنند برای صلح!... هر جنوبی بیست نفر از شمالی‌ها رو لت و پار می‌کنه!...توی حمله‌ی اول کارشون رو می‌سازیم!... اشلی با اطمینان می‌گوید: بیشتر بدبختی‌های دنیا به علت جنگ است. و زمانی که جنگ تمام می‌شود، هیچکس نمی‌داند علت آغازش چه بود؟!... در جنگهای داخلی آمریکا، «جنوب» شکست خورد. ...
اجرای صوتی ترجمه احمد شاملو از کتاب «شازده کوچولو» اثر آنتوان دوسنت اگزوپری با هنرنمایی مهوش افشاری در نقش شازده کوچولو، احمد شاملو (راوی)، عزت‌الله مقبلی (جغرافی‌دان)، بهزاد فراهانی (روباه)، مهدی فتحی (پادشاه)، صدرالدین شجره (تاجر)، احمد آقالو (خودپسند)، نوشابه امیری، بیوک میرزایی، سوسن مقصودلو، نورالدین شجره و رضا فیاضی ...
یعقوب نیمرودی... آژانس یهود و سفارت اسرائیل در ایران... سرقت آثار باستانی ایران و ساخت موزه‌های شخصی... مدارس آلیانس و تربیت کارگزاران حکومت پهلوی... سلیمان بهبودی... موساد و تجارت خارجی ایران... قرارداد محمدرضا شاه با اسرائیل برای تولید موشک بالستیک با قابلیت تجهیز به کلاهک هسته‌ای در ایران... سرقت 48 فروند اف 14 ایران توسط «دیوید اوری» فرمانده نیروی هوایی و 48 خلبان اسرائیلی ...
ناخدا خورشید اقتباس خوش‌ساخت و به شدت بومی ناصر تقوایی از «داشتن و نداشتن» همینگوی است... داستان فیلم در بندر لنگه و حوالی دهه چهل شمسی رخ می‌دهد... کشمکشی میان «خواجه ماجد» طماع، «فرحان» دلال، چند تبعیدی سیاسی، ماموران حکومت و ناخدا خورشید... بخشی از سکانس آشنایی فرحان با ناخدا را ببینید با بازی داریوش ارجمند در نقش ناخدا، علی نصیریان در نقش فرحان و سعید پورصمیمی در نقش «ملول» جاشوی «بمبک» ...
دالان آزادی خیلی باریک است... سه نوع لویاتان وجود دارد: مستبد، غائب و دربند... در یک دست شمشیر و در دست دیگر عصا؛ هم مهربان هم خشمگین... در چین قرار است یک رتبه اعتباری اجتماعی به هر شهروند بدهند، بر اساس این اگر شما درخواست وام دادید می‌گویند بگذار ببینیم رتبه اعتبار اجتماعی شما چطور است، دیکتاتوری دیجیتال... دولت یا لویاتان دربند، آن دولتی هست که اعتبار خود را از جامعه و شهروندان می‌گیرد اما همیشه در برابر آن پاسخگو است ...
اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
همه ما زخم‌هایی را از گذشته داریم. از وقتی که به دنیا می‌آییم اولین زخم‌ها را از والدین‌مان دریافت می‌کنیم و اثرات و ردپای آن را در همه زندگی‌مان می‌بینیم... باید خودمان به جای والدین، ترمیم‌کننده زخم‌های خودمان باشیم... والدین باید 3 چیز را به عنوان حقوق به فرزندشان بدهند... اول عشق و محبت بی‌دریغ و بی‌قیدوشرط است. این مسئله مانند واکسنی عمل می‌کند که کودک دارای زخم نشود. حمایت گزینه دوم است که بچه احساس کند در جای امنی حضور دارد که هرگاه زمین خورد کسی دست او را می‌گیرد. ...
برای اینکه کارم راه بیفتد؛ ریشم را در ماتحت الاغ هم فرو می‌کنم، بعد که کار گذشت، بیرون می‌آورم و گلاب می‌زنم تا بوی عطر محاسنم؛ عالمی را سرمست کند... «جهانگیر فروهر» در نقش میرزا آقاخان نوری به مادر ناصرالدین شاه قاجار (با بازی ایرن زازیانس) راه و رسم کسب «قدرت» و شیوه‌ی «حکومت» بر مردم ایران را می‌آموزد... والاترین زن جهان باید یک سگ شکاری داشته باشد؛ من سگ شما هستم! ...
رضاشاه می‌خواست همانطور که ایلات و عشایر را از صحنه‌ی سیاست و قدرت دور کرد؛ روحانیت را هم به حاشیه ببرد اما ناخواسته با تخریب روحانیت، بزرگترین خدمت را به روحانیون کرد... در دوره قاجار روحانیت سهم بزرگی از قدرت داشت... دخالت روحانیت در سیاست سابقه سو و مخالفان بسیاری در بین روحانیت داشت... ...
کارو ولش تو ادعا که بیستیم؛ جز خودمون به فکر هیچکی نیستیم... کنج اداره عمرمون تباه شد؛ بس که نشستیم دلمون سیاه شد... نمی دن آدمو فرشته‌ها لو؛ کسی نمی گیره از آدم آتو... قدیم که نرخ‌ها به طالبش بود؛ ارزش صندلی به صاحبش بود... فقیه اگه بالای منبر می‌نشست؛ جَوون سه چار پله پایین‌تر می‌شِست... مردا بدون میز هم عزیزن؛ رفوزه‌ها همیشه پشت میزن ...
ترانه‌های عروسی، ترانه‌های ضربی و سرگرم‌کننده و ترانه‌هایی که طنز اجتماعی بوده و ترانه‌های شادی‌بخش. وقتی این ترانه‌ها را می‌خوانی می‌بینی که چقدر در فرهنگ ما ریشه دارد. مثل گل پری جوون و امشب چه شبی است... این موسیقی، موسیقی لایه‌های پایین جامعه و موسیقی کلاه‌مخملی‌ها، جاهل‌ها و بابا شمل‌هاست... بخش عظیمی از آن چیزی که نسل آینده از تهران و فرهنگش خواهد دانست، مدیون مرتضی احمدی است... پرسه در احوالات ترون کتاب تاریخ تئاتر است ...
با کشتی‌گیر اسراییلی کشتی می‌گیرم چون تن من به تن او بخورد بخشی از گفت‌وگوست... با این شیوه ما نباید وارد سازمان ملل هم بشویم؛ نباید در المپیادهای علمی هم شرکت کنیم... چیزی که ناکارآمد هست باید حذف بشود یا اصلاح... اگر خدای نکرده! وزیر ارشاد بشوم اولین کاری که می‌کنم رفتن به قم و گرفتن اجازه از علما برای پیوستن به کنوانسیون برن (حمایت از حق مولف در آثار ادبی و هنری) است ...
مادر رفته است؛ در سکوت. و پدر با همان چشم‌های بسته و در سنگر خالی دشمن! همچنان رجز می‌خواند... در 5 رشته: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بهترین بازیگر نقش اول زن(مریل استریپ) اسکار گرفت... احساس می‌کند سالهاست به تنهایی بار مسئولیت یک زندگی مثلا «مشترک» را به دوش کشیده است و حالا برای کسب جایگاه اجتماعی و رسیدن به آرزوهای تلف شده‌ی دوران مجردی، خانه را ترک می‌کند ...
ما را لیبرال نوکر آمریکا، غرب زده، متخصص بی تقوا و غیره می‌خوانند... انقلاب ایران را به لب پرتگاه سقوط کشانده‌اند، همه مردم را از انقلاب زده کرده‌اند، که هرج و مرج و آشوب و بی نظمی در نظر آنان انقلاب معنی می‌دهد و تصور می‌کنند با بی‌برنامگی و شعارهای تند و احساسات کور و کارهای غیر منطقی می‌توانند انقلاب را به پیروزی برسانند... وقتی قادریم با امریکا مبارزه کنیم که مثل آمریکا از علم و تکنولوژی و تخصص برخوردار باشیم ...
گفت‌وگو با مردی که فردوسی را برای بار دوم دفن کرد... روایتی کوتاه و دیدنی از نبش قبر، تخریب و بازسازی آرامگاه فردوسی و دفن دوباره حکیم طوس در 1347 شمسی... ...
پویانمایی «زرزری کاکل‌زری» با اقتباس از «گل‌زری کاکل‌زری» ساخته شده است... کی کفش نو داره بگین؟! کجای بازاره بگین!؟ از این وره و از اون وره!... بازی‌های نمایشی مجموعه «بازی، شعر، نمایش» تلفیقی از بازی، شعر و نمایش هستند که با الهام از ترانه‌های موجود در ادبیات عامیانه و با موضوع طبیعت سروده شده‌اند. کودکان با آثاری از این دست احساس نزدیکی بیشتری می‌کنند و این آثار آنها را در سرگرم شدن و یادگیری بهتر و بیشتر یاری می‌کند ...
در جهان ساخته پولمن، همراه هر آدمیزادی، حیوانی است که تجلی جسمانی روح و درونیات او است... این مجموعه را شاید بتوان نوعی گذر از کودکی به بزرگسالی با روایتی فانتزی دانست. تصویری که پولمن از بزرگسالی ارائه می‌دهد، تلفیقی است از دسترسی به نیرویی فوق‌العاده اما همزمان دردناک... لرد ازریل، دانشمند تحت تعقیب کلیسای اعظم است ...
کجا؟ هر جا که پيش آيد؛ به آنجايی که می‌گويند؛ چو گل روييده شهری روشن از دريای تردامان؛ و در آن چشمه‌هايی هست، که دايم رويد و رويد گل و برگ بلورين‌بال شعر از آن؛ و می‌نوشد از آن مردی که می‌گويد: چرا بر خويشتن هموار بايد کرد رنج آبياری کردن باغی؛ کز آن گل کاغذين رويد؟؛ به آنجايی که می‌گويند روزی دختری بوده‌ست... من اينجا از نوازش نيز چون آزار ترسانم؛ ز سيلی‌زن، ز سيلی‌خور، وزين تصوير بر ديوار ترسانم ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
فکر کنم اگر بخواهی کسی رو دوست داشته باشی، اول باید از سنگر کتابهایت بیایی بیرون، تا بتونی طرفت رو «درست» ببینی... پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار، جواب دادی و گفتی که من خوشم بی‌تو... نسخه‌ی ایرانی «شبهای روشن» از نسخه‌ی ایتالیایی فیلم _ که پوستر آن در بسیاری از صحنه‌های داخلی از کادر خارج نمی‌شود!_ به مراتب بهتر، عاشقانه‌تر و سینمایی‌تر است. ...
تنها کشوری که حقم را نداده شما بوده‌اید! این خیلی بد است کشوری که شیعه امیرالمومنین است چنین اتفاقی را رقم بزند... ای بچه‌ها در خارج از خانه، دست در جیب هرکسی که خواستید از مسلمان و بی‌دین گرفته تا مسیحی و... بکنید و هر چه خواستید بردارید اما وقتی به خانه آمدید، مبادا دست در جیب همدیگر بکنید!... من درباره کشورتان نپرسیدم تو چطور با او تعامل کردی؟! ...
زنان قاتل تارانتینو حرفه‌ی کشتن را انتخاب کرده‌اند؛ یعنی سلب حیات می‌کنند، در حالیکه زن هستند. گویی زنان دنیای تارانتینو، این واقعیت بزرگ را فراموش کرده‌اند که تنها آنها هستند که حلقه‌ی اصلی ادامه‌ی حیاتند... اما دنیای بئاتریکس با ورود یک نوزاد و از لحظه‌ای که باور می‌کند موجود زنده‌ای در درونش نفس می‌کشد، متفاوت می‌شود. آنقدر که به آخرین مقتولش _که از قضا او هم زن است_ می‌گوید: به خانه برگرد! ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...
پول زمانی به نحو احسن به انجام معاملات کمک می‌کند که عواطف هیچ نقشی در روابط نداشته باشند... برای خصلت کاملا پویای جهان، نمادی چشمگیرتر از پول نمی‌توان یافت... پول هیچ‌گاه دست کسی نمی‌ماند. پول اگر از حرکت بازایستد دیگر در مقام پول ارزش و معنای خاصی نخواهد داشت... من فقط به شرطی می‌توانم میل خود را برآورم که قادر باشم - دست‌کم تا حدی- میل دیگری را برآورم: زایش ارزش از روح مبادله ...
در مرز ایالت ترانسیلوانیا، قلعه وحشتناک کنت دراکولا قرار دارد... شب‌ها از گورش برخاسته و به دنبال طعمه‌هایش می‌گردد... در نور مهتاب به سراغ لوسی جوان می‌آید و پس از نوشیدن خونش، به‌شکل یک‌خفاش فرار می‌کند... این‌زنان شیطانی به چشم ون‌هلسینگ یکی از یکی زیباتر می‌آیند... فیلسوف، متخصص علوم ماوراءالطبیعه و یک مسیحی دوآتشه است... یکی از مشهورترین رمان‌های وحشت در جهان است که برای اولین‌ بار در ۱۸۹۷ منتشر شد ...