• 19 بهمن 1400

    آهنگ-برنادت-به-روایت-هنری-کینگ

    مقامات محلی حکومت، چشمه را محصور و برداشت آب از آن را ممنوع کرده‌اند... کشیش محلی به دیدار اسقف اعظم رفته است تا تقاضای تشکیل کمیته‌ی حقیقت‌یاب بدهد... «سیاست» کلیسا در این باره همچنان «عدم دخالت» است... رفتار مقامات محلی چه از سر بی‌ایمانی به معجزه باشد چه از روی ترس از نتایج پذیرش معجزه، برای «حفظ قدرت» قابل توجیه است؛ اما منطق اسقف برای محافظت از چیست؟... اسقف به ظاهر نماینده‌ی ایمان است اما در عمل ...

  • 02 دی 1400

    آن-هاتاوی-در-نقش-فانتین-در-بینوایان-هوپر

    راز بزرگِ فانتینِ زیبا ولی! «پاکدامن» فاش شده است. او دختری دارد که در مهمان‌خانه‌ای خارج از شهر مخفی‌اش کرده است. حالا فانتینِ پاکدامن ناگهان تبدیل به بدکاره‌ای دروغ‌گو شده است. و برای اهالی «پاکدامن»! یک جامعه‌ی «پاک» چه کاری «واجب‌تر» از اخراج یک فاسد ناپاک؟! و چه بهانه‌‌ی مقدسی! برای توجیه خشونت... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی‌ست از تئاتر موزیکالی که در 1980 با ترانه‌های آلن بوبلیل بر روی صحنه رفت. ترانه‌هایی که با آهنگسازی میشل شونبرگ در عین جذابیت و داستان‌گویی تقریبا به محتوای اصلی وفادار ...

  • 10 آذر 1400

    سیگورنی-ویور-در-مرگ-و-دوشیزه-فیلم

    اسلحه را به سمت شوهرش نشانه گرفته تا شاید از ترس مرگ، حقیقت را بگوید... می‌خواهد حقیقت را درباره‌ی زنی که شب آزادی‌اش از زندان در خانه‌ی جراردو دیده بداند... وقتی پس از تحمل دو ماه بازجویی، شکنجه و تجاوز، آزاد شده... حالا پس سالها سکوت می‌خواهد بداند چرا؟... دو ماه بود که ازت خبری نبود؛ فکر می‌کردم «کشته» شدی... ناپدید شدن مخالفین سیاسی حکومت، واقعه‌ای «روزمره و تکراری» برای آنها بوده است... حداقل برای 1200 نفر پرونده‌ی مفقودی در دوران حکومت پینوشه ثبت شده که هرگز اثری از آنها پیدا نشده است ...

  • 10 آبان 1400

    وقتی-دیوانه-از-قفس-پرید-فیلم

    از رای‌گیری اول که با شکست مطلق مک‌مورفی انجام شد؛ یک روز گذشته است و او در این مدت تمام تلاشش را کرده است که به «شهروندان» این دیوانه‌خانه بفهماند: می‌شود جور دیگری به زندگی و لحظه‌لحظه‌ی عمر، نگاه کرد. می‌شود طور دیگر زیست؛ به شیوه‌ای متفاوت از آنچه خانم راچت «دستور» می‌دهد... چالش فردیت است با دیکتاتوری جمع. مقاومتی‌ست در برابر سیستم و حیات سیستماتیک. برهم زدن نظم ناظم است، ناظمی که فقط «اطاعت»؛ «تایید» و «بی‌رنگی» می‌خواهد... کدام دیوانه‌ای به جنگ حاکمیت نظم، قانون و دموکراسی می‌رود؟! ...

  • 24 شهریور 1400

    دکتر-ژیواگو-به-روایت-دیوید-لین-فیلم

    آمده است تا ظاهرا «کمک» کند به فرار یوری، اما در واقع دندان تیز کرده است برای کامجویی دوباره از تن لاریسا... ژیواگو حیرت‌زده می‌پرسد: مگر بولشویک‌ها [انقلابیون] به تو اعتماد دارند؟! و کاماروفسکی که قرار است به عنوان وزیر «عدالت و توسعه» منصوب شود! می‌گوید: «به هیچ کس اعتماد ندارند؛ ولی مرا مفید تشخیص دادند.» ... انقلابیون تشخیص داده‌اند که «قدرت»ِ فرد زن‌باره، طماع و بی‌هویتی مثل کاماروفسکی برای رسیدن به اهداف والای انقلاب و حفظ «ارزش‌های مقدس انقلابی»، مفید است!... کام کاماروفسکی‌‌ها پر شکر ...

  • 28 مرداد 1400

    تمام-حجت-مسلمانی-ما-در-روز-واقعه-فیلم

    مسلمانی ما سه نسل است و از او هیچ... مسیح برگزیده‌ی خداوند بود و حالا سرسپرده‌ی او در کلمات سید عربی صدای خداوند را... اسود آهنگر به راحله می‌گوید: عشق مرکب حرکت است... ندیدم سری به سرداری مگر بسیار سرها زیر پای او؛ خودستایان تکیه بر اریکه‌ها زده‌اند؛ کتاب خدا را چنان می‌خوانند که سود ایشان است. آنان که طیلسان زهد پوشیده‌اند؛ تک‌پیرهنان را پیرهن از تن می‌درند. آنان که دستار بر سر نهاده‌اند سر از گردن خداترسان می‌اندازند. و آنان که آب بر مردمان می‌بندند مردمان را آب از لبه‌ی تیغ می‌دهند ...

Loading
مشاهده می‌رود که هر کس که بی‌شرمی پیشه گرفت و بی‌آبرویی مایه ساخت، پوست خلق کند... و خود را از موانع به معارج اعلی رساند... و خلایق بواسطه وقاحت از او ترسند. و آن بیچاره‌ی محروم که به سِمت حیا موسوم گشته، پیوسته در پس درها باز مانده و در دهلیز خانه‌ها سر به زانوی حرمان نهاده، چوب دربانان خورد، و پس گردن خارد، و بدیده حسرت در اصحاب وقاحت نگرد ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
برخی دولت‌ها غارتگر هستند؛ یعنی رهبرانشان غیر از غارت منابع کشور دستاوردی برای ملتشان ندارند، هیچ اراده‌ای هم برای توسعه ندارند... دولت‌های توسعه‌گرا به دو نوع دموکراتیک و اقتدارگرا تقسیم می‌شوند... توسعه را به‌عنوان هدف کانونی خود در نظر می‌گیرد و کلیه اهداف دیگر را به نفع توسعه به حاشیه می‌راند؛ یعنی اهدافی مثل عدالت یا مثلاً دموکراسی و آزادی‌های مدنی... دیوان‌سالاری‌های کارآمد، شایسته‌سالار، فنی، به دور از حاشیه‌های سیاسی... بستر بین‌المللی مناسب ...
چهل سال از حبس ابدش را بین دیوارهای بلند زندان، بدون هیچ تلاشی، «منفعل» و لبریز ترس، مشغولِ مردن بوده است... می گوید: «امید چیز خطرناکیه! گاهی یه مرد رو دیوونه میکنه!»... اما «اندی» در تمام این سال‌ها از تلاش برای «زندگی» بهتر ناامید نشده است: چه ساختن مجسمه‌های سنگی کوچک، چه بازسازی کتابخانه، چه برنامه‌ریزی برای یک نقشه‌ی محال فرار!... یا باید به زندان عادت کنیم یا به قول مولانا: حفره کن زندان و خود را وا رهان ...
نیما یوشیج را ریشخند می‌کردند و از هدایت پرهیز می‌دادند... وقتی هدایت خودش را کشت من دوازده سالم بود... با همه‌ی بازیگوشی و گریزش از جنت‌مکان شدن، دریچه‌های بسیاری را بر ما گشود... اجرای دو اقتباس صحنه‌ای «معلم» و «مرده‌خورها» سرآغاز نمایش نوین ایران شد... از آغازگران کار در فرهنگ عامه است... طنز و هجو سیاسی و حتی ادعانامه‌ی سیاسی اجتماعی نوشته است... در ترجمه ادبیات پهلوی تلاش کرده ...
از فامیلیِ رییس کارخانه که «آب دماغ» است تا توپِ سبزِ یک چشمی که به هر چیزی شبیه است مگر «هیولا»؛ از شوخی اصلی داستان که تولید برق! از جیغ بچه‌هاست تا شوخی‌هایی که با کاراکترهای مشهوری مثل «اف بی آی» شده است؛ و ریزه‌کاری‌های بامزه‌ای که پس از هر بار دیدن کشف می‌شوند؛ همگی به بیننده می‌گویند: «کارخانه هیولاها» جذاب‌تر از چیزی‌ست که به نظر می‌رسد! ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...