این هنرمند با استفاده از کتاب‌های دست‌دوم مجسمه‌هایی به شکل خانه، داستان‌های خیالی و گل خلق می‌کند... مدتی پس از بازگشت او به بریتانیا،‌ پدرش درگذشت و این هنرمند در دوران سوگواری اشکالی را در صفحه‌های کتاب کلاسیک گراهام گرین جدا می‌کرد و سپس آن‌ها را همچون ابر روی صفحات این کتاب آویزان می‌کرد... افسانه‌های برادران گریم، به سوی فانوس دریایی، جزیره گنج و زیبای خفته برخی از عناوین کارهای اوست

سو بلک‌ول [Su Blackwell] هنرمندی است که همیشه از نوشته‌ها در هنرش استفاده کرده است،‌ اما پس از سفری به آسیا تصمیم گرفت مجسمه‌هایی از جنس کتاب خلق کند.

سو بلک‌ول [Su Blackwell] مجسمه سازی با کتاب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، او در آخرین سال دانشجویی‌اش به تایلند سفر کرد و در یکی از فروشگاه‌های کتاب‌های دست‌دوم کتاب «آمریکایی آرام»‌ را خرید. مدتی پس از بازگشت او به بریتانیا،‌ پدرش درگذشت و این هنرمند در دوران سوگواری اشکالی را در صفحه‌های کتاب کلاسیک گراهام گرین جدا می‌کرد و سپس آن‌ها را همچون ابر روی صفحات این کتاب آویزان می‌کرد.
از آن زمان تاکنون، این هنرمند با استفاده از کتاب‌های دست‌دوم مجسمه‌هایی به شکل خانه، داستان‌های خیالی و گل خلق می‌کند. در ادامه برخی از آثار او را تماشا می‌کنید:‌

مجسمه‌سازی با کتاب‌‌های باطله  سو بلک ول
برگرفته از افسانه «بیشه پری‌ها»

مجسمه‌سازی با کتاب‌‌های باطله  سو بلک ول
برگفته از «شش قو»‌ افسانه‌ای از برادران گریم

مجسمه‌سازی با کتاب‌‌های باطله  سو بلک ول فانوس دریایی
«به‌سوی فانوس دریایی» نوشته ویرجینیا وولف

مجسمه‌سازی با کتاب‌‌های باطله  سو بلک ول

سو بلک ول مجسمه های کاغذی

مجسمه‌سازی با کتاب‌‌های باطله  سو بلک ول
«جک و لوبیای سحرآمیز»‌

مجسمه‌سازی با کتاب‌‌های باطله  سو بلک ول

مجسمه‌سازی با کتاب‌‌های باطله  سو بلک ول

مجسمه های کاغذی سو بلک ول
خانه خواهران برونته

مجسمه های کاغذی سو بلک ول
خانه جین آستن

مجسمه های کاغذی سو بلک ول

مجسمه های کاغذی سو بلک ول

مجسمه های کاغذی سو بلک ول

مجسمه های کاغذی سو بلک ول

مجسمه های کاغذی سو بلک ول
«زیبای خفته»

جزیره گنج
«جزیره گنج»

............... تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...