جلد دوم مجموعه داستان «سلام همسایه» با عنوان «کابوس‌هایی در دل بیداری» [Waking Nightmare (Hello Neighbor, Book 2)] به قلم کارلی آنه‌وست [Carly Anne West] با ترجمه‌ رامبد خانلری منتشر شد.

سلام همسایه کابوس‌هایی در دل بیداری» [Waking Nightmare (Hello Neighbor, Book 2)]  کارلی آنه‌وست [Carly Anne West]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۲۱۰ صفحه و دو نسخه‌ الکترونیکی با قیمت ۲۶ هزار تومان و کاغذی به بهای ۵۲ هزار تومان در نشر صاد منتشر شده است.

در معرفی ناشر از این کتاب آمده است: جلد اول این کتاب «سلام همسایه؛ خرت و پرت‌های گمشده» نام دارد. مجموعه «سلام همسایه» نوشته کارلی آنه‌وست، براساس بازی مشهور «Hello Neighbor» است. این رمان نوجوان با فضایی پرهیجان و گاهی ترسناک خواننده را به دنیای اتفاقات عجیب می‌برد.

داستان جلد دوم درباره‌ پسر نوجوانی است که نگرانِ گم‌شدن دو تن از دوستانش است و درصدد جمع‌آوری اطلاعاتی درباره‌ محل اختفای مفقودین است. او به مکان‌های مخلتفی از جمله؛ جنگل، خانه‌ آقای پترسون و شهربازی می‌رود و شواهد ریز و درشتی را به دست می‌آورد. او و دیگر دوستانش در پی گره‌گشایی معمای مفقودین هستند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «با چنان سرعتی می‌دوم که به‌سختی متوجه خراشیده‌شدن کف پایم با برگ‌های سوزنی کاج می‌شوم؛ هرچند که اصلاً مهم نیست. هرچیزی که در حال تعقیبم است، همین‌حالا دستش به من می‌رسد. می‌توانم صدای نفس‌هایش را بشنوم. حتّی صدای جیغ از سرِ خوش‌حالی‌اش را می‌شنوم که در گلویش گیر کرده تا بعد از به‌چنگ‌آوردن من، بکشد.»

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...