سومین کتاب نشمیل کرباسیان با عنوان «بوسه‌ای که هرگز فراموش نشد» توسط نشر علی منتشر و راهی بازار نشر شد.

نشمیل کرباسیان بوسه‌ای که هرگز فراموش نشد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌رمان فضایی اجتماعی و عاشقانه دارد و با محوریت توجه به دغدغه‌های امروز جوانان و نگرانی‌های جامعه درباره‌ آن‌ها نوشته شده است.

این‌کتاب پس از «نبض داستان» و «تاوان زن‌بودن» سومین کتاب داستانی کرباسیان محسوب می‌شود. این‌نویسنده تلاش کرده در سومین کتاب خود، داستانی بنویسد که هرکدام از مخاطبانش ممکن است اتفاقاتی مشابه آن را از سر بگذرانند.

واکاوی هنجارهای جامعه با روایت یک‌داستان اجتماعی سیاسی کاری است که در رمان «بوسه‌ای که هرگز فراموش نشد» انجام شده است. این‌داستان دو راوی دارد که به‌طور موازی داستان را روایت می‌کنند.

در بخشی از این‌کتاب آمده است:

عشق قابی پنهان در پشت شیشه‌ی تردید نیست. عشق، اندوه، اما شیرین! عشق سکوتی عمیق و زیبا، در پس راز در درونت چون ریشه.عشق یعنی لرزش بی اراده‌ی دستانت، در تلاقی با نگاهش عشق درد پنهان و ناعلاج عشق یعنی؛ سکوت سکوت، سکوت.
آی عشق آی عشق بوی عطرت در مشامم ماندنی‌ست.

این‌کتاب با ۳۶۲ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۶۳ هزارتومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...