چاپ دوم رمان «پس از خورشید» نوشته معصومه امیرزاده توسط انتشارات کتاب نیستان وارد بازار نشر شد.

پس از خورشید معصومه امیرزاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رمان «پس از خورشید» در جغرافیای ملتهب جنوب رقم می‌خورد و در سال‌های پیش از قیام ۱۳۴۲به ‌وقوع‌ می‌پیوندد.

پس از خورشید، خواننده را از لابه‌لای نخلستان‌های سبز و زنانی که دستار به سر لب رودخانه ظرف می‌شویند عبور می‌دهد و می‌برد تا میهمانی‌هایی که پر از عطرهای فرانسوی و زن‌های مینی ژوپ پوشی است که درباره سیاست حرف می‌زنند. آدم های زیادی در وقوع این انقلاب نقش داشته‌اند، حتی آدم‌هایی که خود نمی‌دانستند در حال بازی در صحنه‌ای تاریخی هستند؛ اما همواره درباره نقش‌آفرینان اصلی سخن به میان آمده است.

پس از خورشید، لایه‌ای اجتماعی‌ را می‌شکافد که کمتر از آنها گفته شده است و قهرمان داستان ذره‌ذره به نور می‌پیوندد. پسر جوان و خوش برورویی که به ماندن در روستا تن نمی‌دهد به شهر می‌رود اما عشقش را هم با خود می‌برد. این دو جوان در پیچ وخم زندگی شهری، درگیر گرفتاری‌های جانکاهی می‌شوند که همین گرفتاری‌ها هم مایه عشق و عاشقی است و هم مایه رنج و محنت و هم مایه داستان.

این دو هر چند آرامش ساکن روستا را از دست می‌دهند و به وسعت تلاطم شهر می‌افتند اما درنهایت هرکدام نه از روستایی به شهری که از خود به خود هجرت می کنند.

معصومه امیرزاده متولد 1362 است و رمان «مثل نهنگ، نفس تازه می‌کنم» نیز در کارنامه او به چشم می‌خورد.

چاپ دوم رمان «پس از خورشید» در 236صفحه و با قیمت 83 هزار تومان توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...