چاپ دوم رمان «پس از خورشید» نوشته معصومه امیرزاده توسط انتشارات کتاب نیستان وارد بازار نشر شد.

پس از خورشید معصومه امیرزاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رمان «پس از خورشید» در جغرافیای ملتهب جنوب رقم می‌خورد و در سال‌های پیش از قیام ۱۳۴۲به ‌وقوع‌ می‌پیوندد.

پس از خورشید، خواننده را از لابه‌لای نخلستان‌های سبز و زنانی که دستار به سر لب رودخانه ظرف می‌شویند عبور می‌دهد و می‌برد تا میهمانی‌هایی که پر از عطرهای فرانسوی و زن‌های مینی ژوپ پوشی است که درباره سیاست حرف می‌زنند. آدم های زیادی در وقوع این انقلاب نقش داشته‌اند، حتی آدم‌هایی که خود نمی‌دانستند در حال بازی در صحنه‌ای تاریخی هستند؛ اما همواره درباره نقش‌آفرینان اصلی سخن به میان آمده است.

پس از خورشید، لایه‌ای اجتماعی‌ را می‌شکافد که کمتر از آنها گفته شده است و قهرمان داستان ذره‌ذره به نور می‌پیوندد. پسر جوان و خوش برورویی که به ماندن در روستا تن نمی‌دهد به شهر می‌رود اما عشقش را هم با خود می‌برد. این دو جوان در پیچ وخم زندگی شهری، درگیر گرفتاری‌های جانکاهی می‌شوند که همین گرفتاری‌ها هم مایه عشق و عاشقی است و هم مایه رنج و محنت و هم مایه داستان.

این دو هر چند آرامش ساکن روستا را از دست می‌دهند و به وسعت تلاطم شهر می‌افتند اما درنهایت هرکدام نه از روستایی به شهری که از خود به خود هجرت می کنند.

معصومه امیرزاده متولد 1362 است و رمان «مثل نهنگ، نفس تازه می‌کنم» نیز در کارنامه او به چشم می‌خورد.

چاپ دوم رمان «پس از خورشید» در 236صفحه و با قیمت 83 هزار تومان توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...