چاپ دوم رمان «پس از خورشید» نوشته معصومه امیرزاده توسط انتشارات کتاب نیستان وارد بازار نشر شد.

پس از خورشید معصومه امیرزاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رمان «پس از خورشید» در جغرافیای ملتهب جنوب رقم می‌خورد و در سال‌های پیش از قیام ۱۳۴۲به ‌وقوع‌ می‌پیوندد.

پس از خورشید، خواننده را از لابه‌لای نخلستان‌های سبز و زنانی که دستار به سر لب رودخانه ظرف می‌شویند عبور می‌دهد و می‌برد تا میهمانی‌هایی که پر از عطرهای فرانسوی و زن‌های مینی ژوپ پوشی است که درباره سیاست حرف می‌زنند. آدم های زیادی در وقوع این انقلاب نقش داشته‌اند، حتی آدم‌هایی که خود نمی‌دانستند در حال بازی در صحنه‌ای تاریخی هستند؛ اما همواره درباره نقش‌آفرینان اصلی سخن به میان آمده است.

پس از خورشید، لایه‌ای اجتماعی‌ را می‌شکافد که کمتر از آنها گفته شده است و قهرمان داستان ذره‌ذره به نور می‌پیوندد. پسر جوان و خوش برورویی که به ماندن در روستا تن نمی‌دهد به شهر می‌رود اما عشقش را هم با خود می‌برد. این دو جوان در پیچ وخم زندگی شهری، درگیر گرفتاری‌های جانکاهی می‌شوند که همین گرفتاری‌ها هم مایه عشق و عاشقی است و هم مایه رنج و محنت و هم مایه داستان.

این دو هر چند آرامش ساکن روستا را از دست می‌دهند و به وسعت تلاطم شهر می‌افتند اما درنهایت هرکدام نه از روستایی به شهری که از خود به خود هجرت می کنند.

معصومه امیرزاده متولد 1362 است و رمان «مثل نهنگ، نفس تازه می‌کنم» نیز در کارنامه او به چشم می‌خورد.

چاپ دوم رمان «پس از خورشید» در 236صفحه و با قیمت 83 هزار تومان توسط انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...
مدیر کارخانه خبردار می‌شود که یکی از آشنایانش، به نام مهندس مارکو ماشینی ساخته است به اسم کاربوراتور که می‌تواند از خود ماده، جوهر ازلی آن را بیرون بکشد: «مطلق»... پدیده‌های عجیبی تولید می‌شوند: رخدادهای دینی مانند گرایش‌های مذهبی، وعظ و خطابه، معجزات و حتی انواع تعصبات مذهبی... هواخواهان خدای روی کشتی لایروبی! با طرفداران خدای میدان تربیت اسب! درگیر می‌شوند... کلیسای رومی که از آغاز با مطلق مخالفت داشت، سرانجام آن را می‌پذیرد ...