کتاب «خانه عروسک-قسمت دوم» [A Doll’s House, Part 2] نوشته لوکاس نیث [Lucas Hnath] با برگردان حسن علیشیری منتشر شد.

«خانه عروسک-قسمت دوم» [A Doll’s House, Part 2] نوشته لوکاس نیث [Lucas Hnath]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین: حسن علیشیری مترجم کتاب «خانه عروسک- قسمت دوم» به هنرآنلاین گفت: این اثر ادامه‌ای است بر نمایشنامه «خانه عروسک» هنریک ایبسن که جزو ماندگارترین و معروف‌ترین آثار نمایشی در جهان محسوب می‌شود و بارها اجرا شده و مورد اقتباس قرار گرفته است. داریوش مهرجویی نیز فیلم «سارا» را با اقتباس از این متن ساخته است.

او با این توضیح که لوکاس نیث نمایشنامه‌نویس جوان امریکایی، نگاه بسیار مدرن و متفاوتی به موضوع ازدواج و زندگی زناشویی در «خانه عروسک-قسمت دوم» دارد، افزود: نویسنده، نورا را پس از 15 سال دوباره به خانه‌اش برگردانده و در برخورد با همسر، دختر و پرستار فرزندانش قرار داده و این موقعیت موجب به وجود آمدن داستان و حال و هوایی تازه شده. نمایش فضایی دیالوگ‌ محور دارد و دیالوگ‌ها ضمن پیش‌برد داستان شخصیت‌ها را به درک تازه‌ای از گذشته و دیدگاه‌ آن‌ها به ویژه نسبت به ازدواج می‌رساند.

علیشیری در بازنویسی این ترجمه از محمد رحمانیان کمک گرفته تا علاوه بر نظارت او بر دقت ترجمه، اثر به متنی آماده‌ اجرا تبدیل شود. او تصمیم داشته این اثر را امسال به صحنه ببرد تا انتخاب بازیگران هم پیش می‌رود ولی اپیدمی کرونا مانع پیشرفت کار می‌شود.

در بخشی از نمایشنامه می‌خوانیم: «نورا: ...توروالد وقتی از اینجا رفتم، پونزده سال پیش، اولین کاری کردم- این بود که رفتم و تو یه پانسیون زندگی کردم. چون هیچی نداشتم؛ نه خونه، نه خانواده، نه پول- و چون هیچ مهارتی بلد نبودم جز لباس دوختن- پس خیاطی کردم- و از لباس دوختن پول درآوردم و ذره ذره پس‌اندز کردم- چون چیزی که واقعا می‌خواستم این بود که، برای اولین بار تو زندگیم، رو پاهای خودم بایستم. پس وقتی به اندازه کافی پول جمع کردم از پانسیون رفتم تا شمال زندگی کنم؛ تو یه کلبه متروک».

اجرای این نمایشنامه در برادوی در سال2017، نامزد هشت جایزه‌ تونی از جمله بهترین نمایشنامه شد و در نهایت لوری متکف جایزه‌ بهترین بازیگر نقش اول زن را برای ایفای نقش نورا به‌دست آورد.

لوکاس نیث نمایشنامه‌نویس امریکایی، در سال 1979 در اورلندوی فلوریدا متولد شد. او در سال 1997 به نیویورک نقل مکان کرد تا در رشته‌های مرتبط با پزشکی تحصیل کند؛ اما تصمیم خود را تغییر داد و در دانشگاه نیویورک در رشته ادبیات نمایشی تا مقطع کارشناسی ارشد به تحصیل ادامه داد. او در دانشگاه نیویورک تدریس می‌کند. «مسیحیان»، «چشم اسحاق»، «مالیات مرگ»، «اسپیدوی قرمز»، «دانا اچ» و «مکانی باریک» از دیگر نمایشنامه‌های او هستند.

کتاب «خانه عروسک-قسمت دوم» نوشته لوکاس نیث با برگردان حسن علیشیری در شمارگان 500 نسخه و با قیمت 25 هزار تومان از سوی انتشارات آوند دانش منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...