کتاب «برابری و جانبداری»[Equality and partiality] نوشته تامس نیگل [Thomas Nagel] با ترجمه جواد حیدری توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

برابری و جانبداری»[Equality and partiality] نوشته تامس نیگل [Thomas Nagel

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌ناشر پیش‌تر کتاب «اینها همه یعنی چه؟ (درآمدی بسیار کوتاه به فلسفه)» را از این‌نویسنده با ترجمه همین‌مترجم چاپ کرده است.

نسخه اصلی «اینها همه یعنی چه؟» در سال ۱۹۸۷ و نسخه اصلی «برابری و جانبداری» سال ۱۹۹۱ توسط انتشارات دانشگاه‌ آکسفورد در نیویورک به چاپ رسیده است.

تامس نیگل نویسنده این‌کتاب،‌ فیلسوف یوگسلاویایی‌تبار آمریکایی، بین فلاسفه تحلیلی قرن بیستم، چند ویژگی خاص دارد که ورودش را به‌طور عمومی به فلسفه و به‌طور مخصوص به فلسفه سیاسی ارزشمند کرده و کتاب «برابری و جانبداری»‌اش متاثر از همین‌ویژگی‌هاست. جواد حیدری این‌ویژگی‌ها را این‌گونه برمی‌شمارد؛ اول این که رویکردش به فلسفه جامع و همه‌جانبه است. دوم این‌که فیلسوفی است که کمتر از تعابیر و اصطلاحات فنی و پیچیده فلسفی استفاده می‌کند. سوم این‌که رویکرد واقع‌انگارانه به موضوعات فلسفی دارد. چهارم این‌که مباحثش هم عمق نظری دارد هم کاربرد عملی. پنجمین ویژگی این است که نیگل طی ۵۰ سال حیات فکری، ۷۵ کتاب مهم را نقد و بررسی کرده و ششم این‌که نه‌فقط به‌نحوی فلسفه‌ورزی می‌کند که ارتباط فلسفه را با مسائلی که در زندگی با آن‌ها مواجه‌ایم، وضوح ببخشد بلکه به شیوه‌ای می‌نویسد که خواننده را به‌عنوان همسفر فلسفی به‌گونه‌ای درگیر بحث کند.

حیدری هفتمین ویژگی نیگل را جذاب‌بودن این‌فیلسوف می‌داند و می‌گوید جذابیتش در این است که با روشی واحد به تمام حوزه‌های فکری وارد می‌شود. هشتمین ویژگی نیگل هم از نظر مترجم آثارش، رویکرد او را به تبیین دقیق مسائل و نه صرفا اولویت‌بخشیدن به یکی از منظرهاست.

نیگل از سال ۱۹۹۱ به این‌سو، به‌طور عمده به فلسفه سیاسی رو آورده است. او مساله اصلی سیاست را این‌گونه تعریف می‌کند: «در حالی‌که منافع و ارزش‌ها ما را به تعارض با یکدیگر می‌کشانند، چگونه می‌توان در جهانی مشترک زندگی کرد؟»

این‌فیلسوف در کتاب «برابری و جانبداری» دو نوع سیاست‌ورزی را مطرح کرده است: اولی، سیاست برابری‌طلبانه و دیگرگزینانه است که معطوف به کاهش درد و رنج انسان‌هاست. مدافعان این‌نوع نگرش، بین ارزش‌های گوناگون بی‌طرف هستند. دومی، سیاست جانبدارانه و خودخواهانه است که معطوف به افزایش قدرت برای تامین منافع شخصی یا گروهی است. مدافعان این‌نوع نگرش و سیاست هم از ارزش‌های شخصی و گروهی خود بدون ملاحظه دیگران دفاع می‌کنند. نگرش اول یعنی برابری، راه‌حل آرمانی است که غالبا در سیاست غایب اما همیشه اخلاقی بوده است. راه حل دوم یعنی جانبداری،‌ راه‌حلی واقع‌انگارانه است که همیشه در عالم سیاست حاکم است اما همیشه هم غیراخلاقی بوده است.

«برابری و جانبداری» ۱۵ فصل دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از:

مقدمه، دو چشم‌انداز، مساله ناکجاآبادگرایی، مشروعیت و اتفاق‌نظر، محک کانت، تقسیم کار اخلاقی، برابری‌طلبی، مسائل همگرایی، مسائل ساختار، برابری و انگیزش، گزینه‌های ممکن، نابرابری، حقوق، مدارا، محدودیت‌ها: جهان.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

با این وصف داستان در اینجا متوقف نمی‌شود، زیرا نه نظریه اخلاقی و نه نظریه سیاسی قصدشان این نیست که برای آن ناظر بیرونی خیرخواه و قدرتمندی که قادر به اثر گذاشتن بر رفاه انسان‌هاست توصیه‌ای ارائه دهند. این‌نظریات بیشتر در نظر دارند تا به خود انسان‌ها یا به‌عنوان افراد، یا به‌عنوان مبدعان، حامیان، و اعضای نهادهای سیاسی و اجتماعی توصیه کنند که چه کاری را انجام دهند. این‌نتایج بر قابلیت افراد برای اتخاذ چشم‌انداز غیرشخصی از طریق انتزاع مبتنی است، حتی وقتی که آنها بخشی از موقعیت موردنظر باشند. اما این تنها چشم‌اندازی نیست که آنها اتخاذ می‌کنند.

ماده خامی که از آن اخلاق شروع می‌شود _ اهداف شخصی، منافع و امیالِ افرادی که چشم‌انداز غیرشخصی آنها را دربر می‌گیرد _ به‌عنوان بخشی از دیدگاه هر فرد کاملا حی و حاضر به قوت خود باقی می‌ماند. غالبا چشم‌انداز شخصی نیز مستلزم وفاداری سفت و سخت شخصی به منافع یا اعتقادات اجتماعات خاص یا همذات‌پنداری عاطفی با اجتماعات خاص است، و این اجتماعات گسترده‌تر از آنی است که حد و حدودش از طریق خانواده یا دوستی مشخص شود، اما با این‌همه به‌مراتب پایین‌تر از اجتماعات جهانی است. این مجموعه وسیع از انگیزه‌های متنوع اما اساسا منظربنیاد، که از نفع شخصی تا همبستگی ملی امتداد می‌یابد، به جنبه دیگری از تعارض ذهنی وسیع شکل می‌بخشند که نظریه سیاسی باید به آن بپردازند.

این‌کتاب با ۳۵۰ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۶۰ هزار تومان منتشر شده است.

............... هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...