به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ کتاب صوتی دفتر سوم مثنوی معنوی با صدای ساعد باقری از سوی انتشارات نیستان منتشر شد.

دفتر سوم مثنوی معنوی را با صدای ساعد باقری بشنوید

کتاب صوتی مثنوی معنوی (دفتر سوم)، حاوی بهترین و ماندگارترین اشعار مولاناست و بهترین فرصت برای کسانی است که دوست دارند با دیوان مثنوی معنوی آشنا شوند. این شاهکار ادبی را به عنوان یکی از درخشان‌ترین کتب ادبیات عرفانی کهن فارسی پس از اسلام می‌شناسند.

دیوان مثنوی معنوی اثر بی‌نظیر و جاودانه‌ مولانا است که حاوی 26 هزار بیت است و در شش دفتر سروده شده است. این کتاب مجموعه شعر قطور و پرحجمی به شمار می‌آید و شنیدن آن کار هر کسی نیست، به ویژه اگر آن شخص با هدف آشناییِ اولیه بخواهد به سراغ این دیوان برود. درست است که این دیوان شعر از ارزش ادبی بسیار ویژه‌ای برخوردار است اما برای آغاز مطالعه‌ آن، داشتن راهنما امری ضروری است. کتاب حاضر این وظیفه را برعهده گرفته تا به مخاطب در این راه کمک کند و او را بیش از پیش به افکار و اندیشه‌های مولانا علاقه‌مند کند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...