به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ «پناهجویان در گذر تاریخ»،[ Refugees throughout history : searching for safety] نوشته گری وینر [Wiener, Gary] با ترجمه شهربانو صارمی توسط انتشارات ققنوس منتشر شده است.

پناهجویان در گذر تاریخ[ Refugees throughout history : searching for safety] نوشته گری وینر [Wiener, Gary]

این‌کتاب هفتاد و چهارمین عنوان مجموعه «تاریخ جهان» است؛ مجموعه‌ای که می‌کوشد با هدف ترسیم چشم‌انداز گسترده از سیر تاریخ، اندیشه‌های سیاسی‌، فرهنگی،‌ فلسفی تأثیرگذار را در گذر مشعل تمدن از بین‌النهرین و مصر باستان به یونان،‌ روم، اروپای قرن وسطی و دیگر تمدن‌های جهانی تا روزگار ما نشان دهد. هر جلد از این مجموعه برداشتی جامع و روشن از یک دور تاریخی را به خواننده ارائه می‌کند.

نویسنده در مقدمه کتاب می‌نویسد: در دو قرن اخیر به دنبال جنگ‌های جهانی در اروپا و جنگ‌های اخیر در خاورمیانه و آفریقا، آوارگی و پناهجویی به مسئله‌ای بحرانی تبدیل شده است؛ از این رو از میانه قرن بیستم سازمان‌های بین‌المللی به منظور ساماندهی مسئله آوارگان و پناهجویان و کمک به آنها شکل گرفته که تا به امروز فعالیتشان ادامه دارد.

اما در این‌باره همواره اختلاف‌نظرهایی وجود دارد؛ عده‌ای خواهان کمک به پناهجویان و پذیرش آنها در کشورشان هستند و عده‌ای پناهجویان را به چشم تهدید نگاه می‌کنند و خواهان اتخاذ سیاست‌های سفت و سخت در مواجهه با این مسئله هستند، و در این میان پناهجویان در تلاطم این تصمیمات سیاسی چشم به آینده‌ای نامعلوم دوخته‌اند.

«پناهجویان در گذر تاریخ» با 103 صفحه، شمارگان هزار و 100 نسخه و قیمت 25 هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...