پنجمین شماره دوهفته نامه گل آقا همراه با ویژه نامه "نادر ابراهیمی" منتشر شد.

شماره مخصوص نادر ابراهیمی که ضمیمه این شماره از گل آقاست شامل آثار و خاطراتی از هنرمندان، دوستان و نزدیکان نادر ابراهیمی از جمله منوچهر احترامی، نورالدین زرین کلک، جعفر ابراهیمی، رضی هیرمندی، اسماعیل امینی، محمدرفیع ضیایی، بهروز غریب پور، مصطفی رحماندوست، امیلیا ابراهیمی، گیتی صفرزاده، شکور لطفی، هادی بنایی، گیتی اسماعیلی و کاریکاتورهایی از امیرحسین داودی، آرش فرخی، لاله ضیایی و... است.

گل آقا همچنین در پنجمین شماره خود با توجه به حادثه تلخ ویرانی ساختمان سعادت آباد در روی جلد این شماره از دریچه طنز به این حادثه تلخ و دلایل وقوع آن پرداخته و ضمن همدردی با بازماندگان این حادثه ابراز امیدواری کرده است که قانون در مواردی که با جان انسانها سروکار دارد به درستی اجرا شود و به جای حل مسئله، صورت مسئله پاک نشود.

برخی از مطالب چاپ شده در تازه ترین شماره گل آقا عبارت اند از: گزیده ای از تیترها و مطالب مهم نشریات دنیا، طنزینه های نابهنگام در آثار سهراب سپهری، بایاتی لار، فرهنگ اصطلاحات سینمایی، بلوتوث های در حال اکران، فتوکاتور، پشت پرده گل آقا و...

به گزارش مهر، شماره پنجم دوهفته نامه گل آقا در 12 صفحه و با قیمت 400تومان به دکه های روزنامه فروشی آمده است.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...