کتاب «به اضافه مردم»، ده اصل اساسی در کار فرهنگی با قلم روح‌الله رشیدی به همت انتشارات «راه یار» منتشر و راهی بازار نشر شد.

 ده اصل اساسی در کار فرهنگی به اضافه مردم روح الله رشیدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، در بخشی از مقدمه این کتاب می‌خوانیم:

«چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشت. یک چله پُر فراز و نشیب را پشت سرگذاشتیم و حالا آماده‌ایم تا گام دوم را برداریم؛ بلندتر و امیدوارانه‌تر و پُر فروغ‌تر از چهل سال نخست. مسائل و دغدغه‌های پرشماری در گام جدید داریم، اما مسائل حوزه «فرهنگ» چیز دیگری است. تعارف که نداریم؛ پایه انقلاب اسلامی، فرهنگ بوده است. با تغییر در این زمینه بود که آن انقلاب بزرگ به ثمر نشست. بعد هم که لشکر شیاطین دست به کار شد تا پشت این انقلاب را به زمین بزند، فرهنگ برآمده از انقلاب اسلامی بود که اندیشه و عمل ما را شکست‌ناپذیر کرد. به یاد بیاورید دهه سخت شصت را. آن حجم از سختی و مضیقه، حتى به اندازه یکی دو ماه، کافی است تا ملتی را از پای درآورد.

پس ما چرا شکست نخوردیم؟ چرا واندادیم؟ پاسخش روشن است؛ اگر لشگری از فرزندان خالص ملت، در خطوط رزم، سینه سپر کرده بودند و برای حفظ عزت اسلامی‌مان خون می‌دادند، در پشت جبهه‌ها نیز، لشگر عظیمی از همین مردم با ساماندهی هسته‌های فرهنگی، مشغول مقاومت بودند. به یاد بیاوریم مساجد، مدارس و دانشگاه‌های آن دوره را. آن جوش‌وخروش و همت و اهتمام بود که نمی‌گذاشت شیرازه‌های جامعه از هم بپاشد. هر جا می‌رفتی نشانه‌ای از کاری فرهنگی را می‌دیدی که توسط خود مردم طراحی و اجرا می‌شود. گروه‌های سرود و تئاتر در مساجد و مدارس، نمایشگاه‌های عکس و طراحی و نقاشی و کاریکاتور، تشییع‌های پُرشکوه شهدا، گروه‌های مردمی پشتیبانی از جنگ و... . همه و همه زنجیره مقاومت فرهنگی را شکل داده بودند. آنها نه تنها در برابر شعبده‌های فکری و فرهنگی دشمن مقاومت می‌کردند، بلکه در موضع تهاجم به دشمن هم بودند!

در این نوشتار، به استناد تجربیات ارزنده تاریخ انقلاب اسلامی، تلاش کرده‌ایم برخی اصول و قواعد کار فرهنگی را مرور کنیم. این قواعد را در قالب «ده اصل» آورده‌ایم. طبعاً حرف‌های بهتر و بیشتری در این زمینه وجود دارد. به ویژه کسانی که خود از بانیان و عاملان کار فرهنگی در چهل سال گذشته بوده‌اند، می‌توانند این ایده‌ها را کامل‌تر نمایند. این اصول ده گانه، اگرچه از هم جدا هستند، اما عملاً در دل هم قرار دارند. در واقع ما با یک منظومه نظری و عملی مواجه هستیم. هر اصل به طریقی به اصل دیگر مرتبط است، بنابراین نگاه نقطه‌ای و جزئی به آن، چندان مفید نخواهد بود.»

بر اساس این گزارش، این کتاب در ۱۰ فصل به بررسی ۱۰ قاعده اساسی در کار فرهنگی و تشکیلاتی پرداخته و در هر فصل، مثال‌هایی هم که از خاطرات و تجربه‌های عینی افراد گرفته شده، جهت کاربردی شدن این قواعد آورده شده است. همچنین در بخش ضمیمه کتاب، ضمن آسیب‌شناسی نحوه اجرا و برگزاری یک برنامه فرهنگی، شیوۀ مواجهه با مسائل و چالش‌های موجود در فرآیندهای فکری و اجرایی برنامه‌های فرهنگی به عنوان تمرین درنظر گرفته شده است.

 کتاب «به اضافه مردم»  در ۱۴۴ صفحه و با تیراژ ۱۵۰۰ نسخه توسط انتشارات «راه یار» راهی بازار نشر شده است.

................ هر روز با کتاب ..............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...