با وجود آن‌که مارک سولیوان نویسنده «زیر آسمانی به رنگ خون» سعی کرده بدون اغراق، داستانی واقعی را به زبانی بسیار ساده بازگو کند، اثرش رمان اکشن دلهره‌آور پر تعلیقی از کار درآمده است.

زیر آسمانی به رنگ خون [Beneath a Scarlet Sky‬] مارک سولیوان [Mark T Sullivan]

هنرآنلاین: کتاب «زیر آسمانی به رنگ خون» [Beneath a Scarlet Sky‬] به قلم مارک سولیوان [Mark T Sullivan] نویسنده آمریکایی با ترجمه ساسان گلفر منتشر شد. این کتاب را نشر خوب در 590 صفحه و با قیمت 69 هزار تومان در بازار عرضه کرده است.

در توضیح کتاب «زیر آسمانی به رنگ خون» که نسخه انگلیسی آن اولین بار در ماه مه 2017 منتشر شد، آمده است:

بزنگاه‌های عجیبی در تاریخ وجود دارد که از انسان‌های عادی، شخصیت‌هایی خارق‌العاده می‌سازد و به رویدادهای واقعی که در همان مقطع، عادی و حتی بدیهی به نظر می‌رسند، مدتی بعد جلوه‌ای باورنکردنی می‌بخشد. آخرین سال جنگ جهانی دوم در ایتالیای تازه از چنگ فاشیست‌ها گریخته و دوباره به زیر چکمه‌ آلمان نازی غلتیده، چنین شرایطی را برقرار کرد؛ گرچه ایتالیایی‌ها ترجیح دادند آن را به فراموشی جمعی بسپارند و بنابراین بسیاری از واقعیت‌هایش را ناگفته و سربسته نگه داشته‌اند، تا جایی که تاریخ‌نویسان به ایتالیای آن سال لقب «جبهه‌ فراموش‌شده» دادند.

پینو للا، شخصیت اصلی داستان «زیر آسمانی به رنگ خون» در چنین دورانی پا به عرصه گذاشت. این شخصیت واقعی که اکنون 93 سال دارد و هنوز کنار دریاچه‌ ماجوره در ایتالیا زندگی می‌کند، زمانی که جوانی خام بیش نبود، ناخواسته وارد بازی پیچیده و مرگباری شد و دست تقدیر او را به متن رویدادهای سرنوشت‌ساز کشاند؛ از نجات هزاران یهودی ایتالیایی از اردوگا‌ه‌های مرگ با کمک شبکه‌ای از کشیش‌های کاتولیک تا جاسوسی و کمک به نابودی استحکامات آلمان هیتلری و برچیدن آخرین سنگرهای نازی‌ها در اروپا. او در جریان جنگ با بسیاری از شخصیت‌های تاریخ‌ساز همراه یا رویارو شد؛ از بزرگ‌ترین مقام نازی در ایتالیا و - به‌اصطلاح - دست راست هیتلر تا بنیتو موسولینی، کلارا پتاچی، اسقف میلان و مقامات کلیسای کاتولیک که پاپ‌های آینده از میان آن‌ها سر برآوردند، اما ارتباطات پینو للا به شخصیت‌های سیاسی زمان جنگ محدود نماند و مقدر بود که سرنوشت او با بسیاری از چهره‌های نامدار قرن بیستم به نحوی گره بخورد؛ از آلبرتو آسکاری، فیل هیل و قهرمانان دیگر اتومبیلرانی جهان تا ارنست همینگوی، گری کوپر و جیمز دین. حتی پای او به خانواده‌ سوکارنو در اندونزی باز شد و چیزی نمانده بود وارد پرونده‌ انفجار هواپیمای پن‌امریکن بر فراز لاکربی شود!

با این اوصاف، شاید به نظر برسد «زیر آسمانی به رنگ خون» یک رمان زندگینامه‌ای عادی است، اما با وجود آن‌که مارک سولیوان نویسنده سعی کرده بدون اغراق، داستانی واقعی را به زبانی بسیار ساده بازگو کند، اثرش رمان اکشن دلهره‌آور پر تعلیقی از کار درآمده - همین باعث شده که تولید سریالی بر اساس آن با بازی تام هالند در نقش پینو للا در هالیوود به جریان بیفتد- که در عین حال معمایی جنایی نیز هست؛ البته برخلاف معمول این ژانر، داستان خیلی سرراست شروع می‌شود و تازه وقتی به پایان نزدیک می‌شود، معماهایش را مطرح می‌کند!

ساسان گلفر مترجم، روزنامه‌نگار و منتقد حوزه سینما، پیش از این چند کتاب در حوزه ادبیات فانتزی نوجوانان ازجمله مجموعه رمان‌های پنج جلدی «ماجراهای میزل استابز» و مجموعه رمان‌های سه جلدی «بد» را به فارسی برگردانده است. «داستان‌های ماشینی»، «شش درس ویولن یهودی منوهین» و نمایشنامه «هفت طبقه» نوشته موریس پنیچ از دیگر آثار منتشرشده با ترجمه گلفر هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...