به گزارش فارس، کتاب‌های «رویارویی با واقعیت‌های تلخ: مقالات داستانی جورج اورول» و همچین «هنر تبلیغات است: مقالات انتقادی جورج اورول»، به همت «جورج پاکر» و «کیت گسن» منتشر شده است.

هر دوی این کتاب‌های را انتشارات «هارکورت» به تازگی راهی بازار کتاب آمریکا کرده است.
اریک آرتور بلر معروف به
جورج اورول، نویسنده و روزنامه‌نگار انگلیسی است . وی که از مقاله‌نویسان به نام قرن بیستم به حساب می‌آمد، 25 ژوئن سال 1903 در هند به‌دنیا آمد و پدر و مادری انگلیسی داشت.

در سال1944 بود که داستان ضد استالینی «مزرعه‌ حیوانات» یا «قلعه‌ حیوانات» را نوشت و آن را برای اولین بار در اوت 1945 در انگلستان و یک سال بعد در آمریکا منتشر کرد.
کتاب با استقبال خوبی روبه‌رو شد و پس از گذشت چند سال از به‌یادماندی‌ترین آثار ادبی قرن بیستم به حساب آمد. اورول یک سال قبل از مرگش رمان «1984» را نوشت و در سال 1950 بر اثر بیماری سل از دنیا رفت.

او نه‌تنها نویسنده‌ی تاثیرگذاری بود که مقالات تأثیرگذار و متعددی هم نوشت. از این دسته مقالات می‌توان به مقاله‌ی «درون نهنگ» اشاره کرد که در سال 1940 نوشته شده و در مقبولیت و شهرت ادبی «هنری میلر» و شاهکارش «راس السرطان» تأثیر شگرفی گذاشت.
اورول در این مقاله که در قالب کتابچه‌ای چهل صفحه‌ای نوشته شده، تلاش کرده تا ویژگی‌های
هنری میلر را معرفی کند و به این ترتیب خواننده را به خواندن آثار میلر ترغیب نماید. اورول در همین مقاله به دورانی اشاره می‌کند که تب کمونیسم نویسندگان زیادی را به دام خود کشانده بود.

وی همچنین برای نوشتن توصیه‌های کرده که از معروف‌ترین توصیه‌های ادبی دنیاست، وی در «سیاست و زبان انگلیسی» می‌نویسد: «هیچ‌گاه از استعاره و تشبیه یا صنایع ادبی‌ای که به دیدنش عادت کرده‌اید، استفاده نکنید. هیچ‌گاه از کلمه‌ بلندی استفاده نکنید، وقتی که کلمه‌ کوتاهی هست که همان کار را بکند. اگر امکان حذف کلمه‌ای هست، آن را حذف کنید. هیچ‌گاه وقتی از عبارات معلوم می‌توانید استفاده کنید، عبارات مجهول را به کار نگیرید. هیچ‌گاه از عبارات خارجی، کلمات علمی، کلمات نامفهوم، وقتی که می‌توانید یک معادل روزمره انگلیسی برایش پیدا کنید، استفاده نکنید. اگر دیدید که با به کارگیری هر کدام از قوانین بالا، عبارت بیگانه و غیرمصطلحی درست شده، آن قانون را زیر پا بگذارید.»

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...