هزار و نهصد و هشتاد و چهار اورول... خروجی غرب اثر محسن حمید... درباب زندگی مینیمالیستی یا خداحافظ وسایل اضافه... سرگذشت ندیمه‌ی مارگارت آتوود... ایکیگای: دلخوشی‌های کوچک زندگی... ابله باتومان... نیکوتین به روایت گرگور هنس‏‫ ... پاچینکوی مین جین‌لی و زنی با موهای قرمز اثر پاموک


1984 | George Orwell
1984 | George Orwell

A Life of Adventure and Delight | Akhil Sharma
A Life of Adventure and Delight | Akhil Sharma

A Selfie as Big as the Ritz | Lara Williams
A Selfie as Big as the Ritz | Lara Williams

All We Saw: Poems | Anne Michaels
All We Saw: Poems | Anne Michaels

Borne | Jeff Vandermeer
Borne | Jeff Vandermeer
بورن» اثر جیم وندر‌میر با ترجمه رضا اسکندری‌آذر]

Exit West | Mohsin Hamid
Exit West | Mohsin Hamid
خروجی غرب» نوشته محسن حمید  با ترجمه راهله میلانی]

Goodbye, Things: On Minimalist Living | Fumio Sasaki
Goodbye, Things: On Minimalist Living | Fumio Sasaki
درباب زندگی مینیمالیستی» خداحافظ وسایل اضافه، با ترجمه شبنم سمیعیان]

Hollow | Owen Egerton
Hollow | Owen Egerton

How to Behave in a Crowd | Camille Bordas
How to Behave in a Crowd | Camille Bordas

I’d Die for You and Other Lost Stories | F. Scott Fitzgerald
I’d Die for You and Other Lost Stories | F. Scott Fitzgerald

Ikigai | Hector Garcia Puigcerver
Ikigai | Hector Garcia Puigcerver
ایکیگای دلخوشی‌های کوچک زندگی» با ترجمه محدثه احمدی]

Less | Andrew Sean Greer
Less | Andrew Sean Greer

Nicotine | Gregor Hens
Nicotine | Gregor Hens
نیکوتین» اثر گرگور هنس‏‫ با ترجمه حسین عیدی‌زاده]

Pachinko | Min Jin Lee
Pachinko | Min Jin Lee
پاچینکو» اثر مین جین‌لی با ترجمه منصوره وحدتی‌احمدزاده]

The Book of Disquiet | Fernando Pessoa
The Book of Disquiet | Fernando Pessoa

The Burning Girl | Claire Messud
The Burning Girl | Claire Messud

The Handmaid’s Tale | Margaret Atwood [سرگذشت ندیمه» اثر مارگارت آتوود]
The Handmaid’s Tale | Margaret Atwood
سرگذشت ندیمه» اثر مارگارت آتوود]

The Idiot | Elif Batuman [«ابله» اثر الیف باتومان با ترجمه نیلوفر امن‌زاده]
The Idiot | Elif Batuman
ابله» اثر الیف باتومان با ترجمه نیلوفر امن‌زاده]

The Red-Haired Woman | Orhan Pamuk [«زنی با موهای قرمز» اثر اورهان پاموک]
The Red-Haired Woman | Orhan Pamuk
زنی با موهای قرمز» اثر اورهان پاموک]

Welcome to Lagos by Chibundu Onuzo
Welcome to Lagos | Chibundu Onuzo

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...