20 طرح جلد برگزیده سال 2020 به انتخاب کتاب نیوز را در ادامه خواهید دید. به جز اسم کتاب، نام نویسنده و عنوان فارسی کتاب‌هایی که ترجمه شده‌اند در زیر هر جلد درج شده است. در میان این 20 کتاب، ایده‌ی قوی و اجرای زیبای جلد کتاب «هنر رزم» واقعا دیدنی‌ ست:

بهترین جلدهای سال 2020 برگزیده برتر
Too Much

How Victorian Constraints Still Bind Women Today
by Rachel Vorona Cote


20 طرح جلد برگزیده 2020  The Midnight Library Novel by Matt Haig

The Midnight Library
by Matt Haig
[ترجمه شده: «کتابخانه نیمه شب»]

Brief Notes on the Art and Manner of Arranging One's Books

Brief Notes on the Art and Manner of Arranging One's Books
 by Georges Perec

A Certain Hunger
A Certain Hunger
by Chelsea G. Summers

 Figure It Out: Essays

Figure It Out: Essays
by Wayne Koestenbaum

Barn 8: A Novel
Barn 8
by Deb Olin Unferth
[ترجمه شده: «انبار ۸» مترجم ثمین شمس‌خرمی]

The Companions
The Companions
by Katie M. Flynn

Kremlinology of Kisses by Barbara Bleiman
Kremlinology of Kisses
by Barbara Bleiman

 20 طرح جلد برگزیده 2020 Afterlife  by Julia Alvarez
Afterlife
by Julia Alvarez


Belladonna
by Anbara Salam


The Book of Eels
Our Enduring Fascination with the Most Mysterious
Creature in the Natural World
by Patrik Svensson

 Cesare: A Novel of War-Torn Berlin Novel by Jerome Charyn

Cesare: A Novel of War-Torn Berlin
 by Jerome Charyn

 In the Land of Men: A Memoir Book by Adrienne Miller
In the Land of Men
by Adrienne Miller

can We Be Happier by Richard Layard
Can We Be Happier
by Richard Layard

 The Mercies Book by Kiran Millwood Hargrave
The Mercies
 by Kiran Millwood Hargrave


The Art of War
by Sun Tzu
[ترجمه شده: «هنر رزم»]


The Party Upstairs
by Lee Conell

 Prosper's Demon Book by Tom Holt
Prosper's Demon 
by Tom Holt

 Ring Shout  by P. Djèlí Clark
Ring Shout
by P. Djèlí Clark

 Topics of Conversation by Miranda Popkey
Topics of Conversation
by Miranda Popkey

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...