نفوس مرده . (Dead Souls) . ]Mertvye dushi[.  رمانی از نیکولای واسیلیویچ گوگول (1809-1852)، که درباره خرده‌مالکی اشرافی و اهل روسیه به نام چیچیکوف است و برای نخستین بار در در 1842 به چاپ رسید. او برای ثروتمند شدن راهی میانبر و خاص پیدا کرده است تا هم ابلهان را بفریبد و هم سر اداره مالیات کلاه بگذارد. چیچیکوف با خریدن اسناد رعیت‌هایی که بعد از آخرین سرشماری مرده‌ بودند (سرشماری دهقانان مرده سالی یک بار صورت می‌گرفت) ولی هنوز از نظر اداره مالیات زنده محسوب می‌شدند‌ و انتقال صوری آنها به مناطقی که زمینهای وسیعی داشتند، به مالکان این زمینها برای گرفتن وام از بانکهای دولتی کمک می‌کرد و...  در ادامه 21 طرح روی جلد از این کتاب که توسط ناشران مختلف و در سالهای متفاوت منتشر شده است، قابل مشاهده است.

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول


کلیه حقوق محفوظ است و بازنشر مطالب با ذکر کتاب‌نیوز و درج لینک، بلامانع.

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

نفوس مرده | 21 طرح جلد نیکولای گوگول

طرح روي جلد نفوس مرده نیکولای گوگول طراحي گرافيک هنر نقاشي پرتره جلد خوشگل جلد زيبا

طرح روي جلد نفوس مرده نیکولای گوگول طراحي گرافيک هنر نقاشي پرتره جلد خوشگل جلد زيبا

طرح روي جلد نفوس مرده نیکولای گوگول طراحي گرافيک هنر نقاشي پرتره جلد خوشگل جلد زيبا

طرح روي جلد نفوس مرده نیکولای گوگول طراحي گرافيک هنر نقاشي پرتره جلد خوشگل جلد زيبا

طرح روي جلد نفوس مرده نیکولای گوگول طراحي گرافيک هنر نقاشي پرتره جلد خوشگل جلد زيبا

طرح روي جلد نفوس مرده نیکولای گوگول طراحي گرافيک هنر نقاشي پرتره جلد خوشگل جلد زيبا


کلیه حقوق محفوظ است و بازنشر مطالب با ذکر کتاب‌نیوز و درج لینک، بلامانع.

 

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...