مامور معتمد (مخفی) [The Confidential Agent] رمانی از گراهام گرین (1904-1991)، نویسنده انگلیسی است که در 1939 برای نخستین بار منتشر شد. کتاب ملهم از جنگ اسپانیا و نمونه‌‌ی رمان جاسوسی ست؛ رمانی سرشار از دلهره، دلربایی و هفت‌تیرکشی. در ادامه 16 طرح روی جلد از این کتاب که توسط ناشران مختلف و در سالهای متفاوت منتشر شده است، قابل مشاهده است.

مامور معتمد (مخفی) | 16 طرح جلد گراهام گرین The Confidential Agent

مامور معتمد (مخفی) | 16 طرح جلد گراهام گرین The Confidential Agent

مامور معتمد (مخفی) | 16 طرح جلد گراهام گرین The Confidential Agent

مامور معتمد (مخفی) | 16 طرح جلد گراهام گرین The Confidential Agent

مامور معتمد (مخفی) | 16 طرح جلد گراهام گرین The Confidential Agent

مامور معتمد (مخفی) | 16 طرح جلد گراهام گرین The Confidential Agent


کلیه حقوق محفوظ است و بازنشر مطالب با ذکر کتاب‌نیوز و درج لینک، بلامانع.

مامور معتمد (مخفی) | 16 طرح جلد گراهام گرین The Confidential Agent

مامور معتمد (مخفی) | 16 طرح جلد گراهام گرین The Confidential Agent

مامور معتمد (مخفی) | 16 طرح جلد گراهام گرین The Confidential Agent

مامور معتمد (مخفی) | 16 طرح جلد گراهام گرین The Confidential Agent

مامور معتمد (مخفی) | 16 طرح جلد گراهام گرین The Confidential Agent

طرح روي جلد کتاب طراحي گرافيک هنر نقاشي پرتره جلد خوشگل جلد زيبا گراهام گرین مامور مخفی

طرح روي جلد کتاب طراحي گرافيک هنر نقاشي پرتره جلد خوشگل جلد زيبا گراهام گرین مامور مخفی

طرح روي جلد کتاب طراحي گرافيک هنر نقاشي پرتره جلد خوشگل جلد زيبا گراهام گرین مامور مخفی

طرح روي جلد کتاب طراحي گرافيک هنر نقاشي پرتره جلد خوشگل جلد زيبا گراهام گرین مامور مخفی

طرح روي جلد کتاب طراحي گرافيک هنر نقاشي پرتره جلد خوشگل جلد زيبا گراهام گرین مامور مخفی


کلیه حقوق محفوظ است و بازنشر مطالب با ذکر کتاب‌نیوز و درج لینک، بلامانع.

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...