خانم-دالووی-24-طرح-جلد

کلاریسا دالووی در یک صبح روشن از ماه ژوئن بیرون رفت تا برای جشنی که همان شب در خانه‌اش برگزار می‌شد گل بخرد... ذهن کلاریسا از تصویر پیتر والش سرشار است، دوست دوران کودکی که کلاریسا آرزو داشت با او ازدواج کند و ‌بنا به خبری که داده‌اند،‌ به تازگی از هند بازگشته است... در حالیکه مشغول مرتب کردن خانه است، پیتر سر می‌رسد؛ میان آن دو هیجانهای فرو خورده و عمیقی جریان می‌یابد که با آمدن الیزابت، دختر کلاریسا، ‌متوقف می‌شود... روز به پایان می‌رسد و زمان جشنی که آن همه انتظارش را کشیده‌اند فرا می‌رسد


رمان خانم دالووی [Mrs.Dalloway] یکی از مشهورترین آثار ویرجینیا وولف (1882-1941) ‌است که در 1925 منتشر شد. کلاریسا دالووی در یک صبح روشن از ماه ژوئن بیرون رفت تا برای جشنی که همان شب در خانه‌اش برگزار می‌شد گل بخرد... ذهن کلاریسا از تصویر پیتر والش سرشار است، دوست دوران کودکی که کلاریسا آرزو داشت با او ازدواج کند و ‌بنا به خبری که داده‌اند،‌ به تازگی از هند بازگشته است... در حالیکه مشغول مرتب کردن خانه است، پیتر سر می‌رسد؛ میان آن دو هیجانهای فرو خورده و عمیقی جریان می‌یابد که با آمدن الیزابت، دختر کلاریسا، ‌متوقف می‌شود... روز به پایان می‌رسد و زمان جشنی که آن همه انتظارش را کشیده‌اند فرا می‌رسد... در ادامه 24 طرح روی جلد از این کتاب که توسط ناشران مختلف و در سالهای متفاوت منتشر شده است، قابل مشاهده است.


خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

کلیه حقوق محفوظ است و بازنشر مطالب با ذکر کتاب‌نیوز و درج لینک، بلامانع.

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

دالووی

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

خانم دالووی [Mrs.Dalloway طرح جلد برگزیده

کلیه حقوق محفوظ است و بازنشر مطالب با ذکر کتاب‌نیوز و درج لینک، بلامانع.

............... تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...