18 طرح جلد برگزیده 2016  Moonglow by Michael Chabon
Moonglow by Michael Chabon

  18 طرح جلد برگزیده 2016  The Bed Moved by Rebecca Schiff
The Bed Moved by Rebecca Schiff

 18 طرح جلد برگزیده 2016  The Underground Railroad by Colson Whitehead
The Underground Railroad by Colson Whitehead

 18 طرح جلد برگزیده 2016  Cannibals in Love by Mike Roberts
Cannibals in Love by Mike Roberts

 18 طرح جلد برگزیده 2016  Private Novelist by Nell Zink
Private Novelist by Nell Zink

 جلد برگزیده 2106 How to See by David Salle
How to See by David Salle

 جلد برگزیده 2106 Cruel Crown By Victoria Aveyard
Cruel Crown By Victoria Aveyard

 جلد برگزیده 2106 The Children’s Home By Charles Lambert
The Children’s Home By Charles Lambert

 جلد برگزیده 2106 The Night Gardener By the Jan Brothers
The Night Gardener By the Jan Brothers

 جلد برگزیده 2106 The Muse By Jessie Burton
The Muse By Jessie Burton

 جلد برگزیده 2106 Imagine Me Gone By Adam Haslett
Imagine Me Gone By Adam Haslett

 جلد برگزیده 2106 Tek By Patrick McDonnell
Tek By Patrick McDonnell

 جلد برگزیده 2106 Liar by Rob Roberge
Liar by Rob Roberge

The Art of Reading by Damon Young
The Art of Reading by Damon Young

The Lesser Bohemians by Eimear McBride
The Lesser Bohemians by Eimear McBride

The Mothers by Brit Bennett
The Mothers by Brit Bennett

The Start of Something: The Selected Stories of Stuart Dybek by Stuart Dybek
The Start of Something: The Selected Stories of Stuart Dybek by Stuart Dybek

 18 طرح جلد برگزیده 2016  What Belongs to You by Garth Greenwell
What Belongs to You by Garth Greenwell

کلیه حقوق محفوظ است و بازنشر مطالب با ذکر کتاب‌نیوز و درج لینک، بلامانع.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...