معرفی کتاب فلسفه ای برای زندگی | فراتاب


«از زندگی چه می‌خواهید؟ ممکن است بگویید همسری مهربان، کاری خوب و خانه‌ای زیبا. اما اینها صرفاً چیزهایی است که «در» زندگی می‌خواهید. اما پرسش این است که در میان چیزهایی که در جستجوی‌شان هستید کدام‌یک برای شما از همه ارزشمندتر است؟... خیلی از ما اصلاً نمی‌دانیم هدف اصلی زندگی‌مان چیست. شاید بدانیم در هر دقیقه از زندگی یا هر دهه از عمرمان چه می‌خواهیم، اما هرگز درنگی نکرده‌ایم تا به هدف اصلی زندگی‌مان بیندیشیم ... بدون فلسفه‌ای برای زندگی ممکن است بد زندگی کنیم. یعنی با وجود تمام سرگرمی‌های لذّت‌بخشی که داریم ممکن است در آخر کار، زندگی را با تلخ‌کامی به پایان ببریم و وقتی در بستر مرگ افتاده‌ایم ببینیم تنها فرصت‌مان برای زندگی را از دست داده‌ایم.»

فلسفه ای برای زندگی (رواقی زیستن در دنیای امروز) ویلیام بی آروین [William Braxton Irvine] [A guide to the good life: the ancient art of Stoic joy]
این جملات ساده، اما به غایت مهم و کاربردی، با پرسش‌هایی کلیدی از زندگی، از قلم ویلیام بی آروین [William Braxton Irvine] تراوش کرده که محمود مقدس با قلمی روان و توانایی بالا در ترجمه از انگلیسی، در قالب کتاب «فلسفه‌ای برای زندگی (رواقی زیستن در دنیای امروز)» [A guide to the good life: the ancient art of Stoic joy] برای فارسی‌زبانان ترجمه نموده و نشر گمان نیز با طراحی‌ای زیبا و متفاوت به بازار کتاب و کتاب‌خوانی ایران عرضه کرده است. این کتاب در تلاش است تا با استفاده از روش‌های کهن فلسفه‌ی رواقی و به زبانی ساده؛ البته با تغییراتی در این فلسفه و نیز عدم بازتاب تفاوت میان فیلسوفان کلیدی این مکتب، یعنی موسونیوس، سنکا، اورولیوس و اپیکتتوس، ما را برای مواجهه با ناملایمات زندگی روزمره، از غم، اضطراب، ترس، میل به شهرت، ثروت، مقابله با توهین، تبعید و ... آماده کند.

حال چرا مکتب رواقی، این سوالی است که باید با خواندن کتاب و پشت سر گذاشتن 22 فصل به آن رسید و به این نتیجه رسید، چرا به جای رواقیان از مکاتب هم‌عصر آن یعنی اپیکوریانیسم یا کلبیون و شکاکان بهره نبرده است. کتاب با اصل اساسی فلسفه‌ی رواقی؛ یعنی فلسفه برای زندگی، پیش می‌رود و تلاش دارد تا بدون آوردن مفاهیم پیچیده و انتزاعی فلسفی، میان زندگی و ناملایمات آن و فلسفه یک رابطه برقرار کند و بتواند فلسفه‌ی زندگی را عرضه کند. به همین دلیل، کاوش در میان فلسفه‌های کهن راه نویدبخشی برای یافتن چنین فلسفه‌ای است. او سپس از میان این فلسفه‌ها، فلسفه زندگی رواقیون را یکی از بصیرت‌بخش‌ترین و قابل دفاع‌ترین‌ها فلسفه‌های زندگی می‌داند و می‌کوشد با بازسازی آموزه‌های آنان و دسته‌بندی این آموزه‌ها متن قابل استفاده‌ای برای مخاطبان امروزی به دست دهد.

هر چه بیشتر در کتاب غرق شوید و با آن خو بگیرید، بیشتر از اهمیت استفاده از این فلسفه برای زندگی روزمره آگاه خواهید شد، که البته در کنار امکان‌پذیری و قابلیت نقد بر کتاب و بخش‌هایی از آن، می‌تواند به عنوان یک نسخه‌ی جهت دست‌یافتن به آرامش در زندگی افراد مدرن در جامعه‌ی مدرن با تمام مشکلاتش به حساب آید.

در اصل کتاب به 4 بخش کلی تقسیم می‌شود: بخش اول درباره پیدایش فلسفه، به خصوص فلسفه رواقی است. بخش دوم و سوم، عمل به آموزه‌های رواقی از سوی عامل است که در قالب فصل‌های متنوع و جذاب برای نوآموز مکتب رواقی زیستن آمده است. بخش چهارم نیز دفاع دکتر اروین، از مکتب رواقی در مقابل نقدهای رواداشته شده به این مکتب آورده شده است.

...
بخشی از متن کتاب:
دو پدر را در نظر بگیرید. یکی توصیه اپیکتتوس را جدی می‌گیرد و مرتبا به میرا بودن فرزندش فکر می‌کند و دیگری از فکر کردن به چنین تصورات غم‌انگیزی پرهیز می‌کند؛ در عوض خیال می‌کند که فرزندش بیش از خود او عمر خواهد کرد و همیشه برای لذت بردن از حضورش فرصت باقی‌ست. پدر اولی یقینا از پدر دومی مهربان‌تر و دلسوزتر خواهد بود. وقتی سر صبح دخترش را می‌بیند خوشحال می‌شود که او هنوز هم در زندگی‌اش هست. در طول روز هم از هر فرصتی استفاده می‌کند تا با دخترش ارتباط برقرار کند. بالعکس، بعید است پدر دومی وقتی سر صبح فرزندش را می‌بیند چندان به وجد بیاید.

[کتاب «فلسفه ای برای زندگی» با ترجمه محمود مقدس در 378 صفحه و توسط نشر گمان منتشر شده است.]

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

آنکه زنی را به چشم خواهش می‌نگرد با او مرتکب زنا شده است... شارلوته و ادوارد زندگی عاشقانه‌ای دارند اما پس از ورود اوتیلیه و سروان به قصر، عشقی دیگر در دل آنها سر برمی‌آورد و ادوارد را به‌سوی اوتیلیه و شارلوته را به سوی سروان پیش می‌راند... کودک که در بغل اوست از دستش در آب می‌افتد و غرق می‌شود... من از راه خود بیرون رفته‌ام، قانون‌هایم را زیر پا گذاشته‌ام... و اکنون خدا به نحوی وحشتناک چشمان مرا گشوده است. تصمیم من این است: من هرگز به ادوارد تعلق نخواهم داشت ...
منجی آخرالزمانی هندوها... یک سفیدپوست مسیحی ادعا می‌کند آخرین آواتار ویشنو است؛ خدایی که هیئت جسمانی دارد... مخالفانش، این خدای تجسدیافته را باور ندارند و او را شیادی حرفه‌ای می‌دانند که با باندهای مواد مخدر در ارتباط است... قرار است با شمشیر آخته و کشتاری خونین جهان را از لوث جور و فساد جهانگیر پاک کند... برداشت‌های روان‌پریشانه از اعتقادات متعصبانه توسط فردی خودشیفته که خود را در جایگاه اسطوره‌ای منجی می‌پندارد و به خونسردی فاجعه می‌آفریند ...
خواهر و معشوقه‌اش، دروسیلا می‌میرد و کالیگولا بر اثر مرگ او به پوچی زندگی بشر پی می‌برد... آنچه کالیگولا می‌خواهد این است که به اندازه‌ی سرنوشت بی‌رحم شود تا از خلال بی‌رحمی او انسان‌ها به آن «بی‌رحمی دیگر» پی ببرند ... بزرگ‌زادگان دربار را به صورت عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی درمی‌آورد که ریسمانشان در دست اوست. آنها را وامی‌دارد تا برای نجات زندگی خود همه‌چیز را تسلیم کنند و به همه چیز پشت کنند، یعنی همه‌ی آنچه در واقع علت وجودی زندگی آنهاست ...
پدر ویژگی‌های بارز یک آنیموس منفی (سایه مردانه) را در خود حمل می‌کند... در جوانی، خودکامه و جسور و بی‌توجه بوده و تا به امروز، تحقیرگر: به مادرت صد دفعه گفته‌ بودم از این پسر مرد در نمی‌آد... تلاش ناکام پیرمرد در دست‌درازی به معصومیت پسر موجب استقرار حس گناهی است که یک قدم تا «انزجار از خود» فاصله دارد. و این فاصله با تنبیه پدر و تایید مادر طی و تبدیل به زخمی عمیق می‌شود... او یک زخمی است که می‌تواند زخم بزند ...
کتاب سه بخش دارد و در هر بخش ماجرا از دید یکی از سه مرد خانواده روایت می‌شود... سه راوی سه نگاه ولی یک سوژه: مادر... تصویر موج‌های هم‌مرکز که یکی پس از دیگری به حرکت درمی‌آیند ولی هرگز به یک‌دیگر نمی‌رسند... از خاله آیرین می‌شنویم و از زندگی و رابطه‌اش با شوهر سابقش بوید،‌ از سوفی، خدمتکار خانه که دلبسته کارل است، ‌از کارل آلمانی و داستان‌های پدربزرگش،‌ از عمه کلارا و عمو ویلفرد و جزییات خانه‌شان و علایق‌شان... در فصل اول پسری سرکش و برادرآزار به نظر می‌آید ولی در فصل دوم وجوه تازه‌ای از شخصیت ...