حرف‌ها و ناگفته‌هایی درباره غلامحسین ساعدی از زبان جلال آل‌احمد، ‌محمود دولت‌آبادی، بهرام بیضایی و عزت‌الله انتظامی، در کنار آثار منتشرنشده‌ای از او در کتابی با نام «گوهرمراد با یک عمر نوشتن» منتشر می‌شود. این کتاب 700 صفحه‌ای را یوسف انصاری تالیف و گرد‌آوری کرده است.

به گزارش ایبنا، این کتاب در راستای طرح انتشار «مجموعه ادبیات معاصر ایران در گذر زمان» از سوی انتشارات افراز به چاپ می‌رسد.

کتابی درباره
احمد محمود و اثری درباره احمد شاملو به قلم فرزام شیرزادی نیز در راستای این طرح منتشر می‌شود.

انصاری انگیزه‌اش را از گردآوری کتابی درباره غلامحسین ساعدی با نام «گوهرمراد با یک عمر نوشتن» این‌گونه توضیح داد: دو سال پیش پیشنهاد انجام این کار را آقای رضا سید‌حسینی به من داد. آن موقع من تحقیقی را درباره «عزاداران بیل» ساعدی انجام می‌دادم و ایشان از من خواستند به پژوهشم شکلی جامع‌تر بدهم.

وی درباره این کتاب گفت: از ساعدی تعداد زیادی یادداشت،‌ مقاله و داستان کوتاه بر جای مانده که تاکنون به چاپ نرسیده‌اند. این مطالب پراکنده را من از نشریات مختلف سال‌های اخیر و دهه‌های 40 و 50 جمع‌آوری کرده‌ام.

وی افزود: ده یا یازده داستان کوتاه از این نویسنده در مجله «معلم» تبریز، مجله «سهند» و «الفبا»، که شش جلد آن در خارج از ایران چاپ شد را پیدا کردم . همچنین مقاله‌هایی نیز در نشریات مختلف از او منتشر شده بود، که به احتمالی خود او نیز از انتشار آن‌ها در این نشریات بی‌اطلاع بوده.

انصاری همچنین از انتشار مصاحبه‌هایی درباره این نویسنده با داستان‌نویسان و سینماگران در این کتاب خبر داد و گفت: بخشی از این کتاب به مصاحبه‌هایی که درباره ساعدی با داستان‌نویسان و سینماگران داشتم، اختصاص یافته، که گفت‌وگو با محمود دولت‌آبادی، جواد مجابی، اکبر ساعدی‌ و جعفر والی، از آن جمله است.

این نویسنده همچنین اضافه کرد: در مصاحبه‌ای که با اکبر ساعدی‌ داشتم، وجوه مختلف شخصیتی، انگیزه‌ها و دیدگاه‌های این نویسنده به گونه‌ای جزئی‌تر تحلیل ‌شده که شاید برای علاقمندان جالب باشد.

انصاری با اشاره به یادداشت‌هایی که از نویسندگان بزرگ ایرانی در این اثر جمع‌آوری شده نیز گفت: در فصل دیگر این کتاب یادداشت‌های نویسندگان و هنرمندان نامدار معاصر درباره ساعدی به چاپ رسیده که یادداشت‌های جلال آل‌احمد، بهرام بیضایی، سیروس طاهباز، صمد بهرنگی، مفتون امینی، احمد پوری و امیر‌حسن چهلتن، از آن جمله است.

این پژوهشگر از چاپ تعدادی از نامه‌های ساعدی نیز در این کتاب سخن به میان آورد و گفت: در این کتاب حدود 20 نامه از ساعدی منتشر شده که از آن میان نامه به عزت‌الله انتظامی و تعدادی دیگری از هنرمندان و نویسندگان دیده می‌شود.

وی درباره انگیره‌های دیگرش از تالیف این کتاب گفت: چندی پیش کتابی با نام «گوهرمراد، مرگ خودخواسته»، درباره غلامحسین ساعدی چاپ شد که نام آن برای من آزاردهنده بود؛ ‌این در حالی است که ساعدی نویسنده‌ای پرکار، ‌امیدوار و پر‌تلاش بود و چه بسا که در زمینه داستان و نمایشنامه یکی از بهترین‌هاست.

انصاری افزود: در هر حال وجوه شخصیتی و زندگی ساعدی، همراه با ویژگی‌های آثارش، در قالب مصاحبه‌های این کتاب تحلیل شده و اینکه چرا او در اواخر عمر به بیماری روحی دچار شده است.

وی در پایان تاکید کرد: یه اعتقاد من کتاب‌هایی که تا به حال درباره ساعدی به چاپ رسیده، از جهاتی بسیار به هم شبیه‌اند؛ ولی من سعی کردم به جست‌و‌جوی مطالب تازه‌تری درباره او دراین کتاب باشم.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...