دبیرخانه جایزه ادبی جلال آل‌احمد بیش از سی اثر این نویسنده را بر روی سایت اینترنتی این جایزه ادبی قرار داده است.

به گزارش ایبنا‌، این آثار شامل برخی از آثار تالیفی، ترجمه‌ها و مقالات این نویسنده است که برای نخستین بار در سایت جایزه ادبی جلال منتشر می‌شود.


جایزه جلال، مهم‌ترین جایزه ادبی کشور در حوزه ادبیات داستانی است که از سوی موسسه خانه کتاب بنیان‌گذاری شده است.

جلال آل‌احمد، نویسنده و منتقد اجتماعی در دوم آذرماه سال 1302 در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. او هرگز نتواست در یک جا آرام بگیرد و شاید تحت تاثیر همین زندگی پرتکاپو و سرشار از مساله بود که آل‌احمد به شیوه و سبک جدیدی از نویسندگی دست یافت و گفته می‌شود تا مدت‏ها نویسندگان جوان نسل بعد از خود را، شیفته زبان و اندیشه خویش کرد.

از جمله آثاری که در سایت جایزه ادبی جلال آل‌احمد منتشر شده است می‌توان به کتاب‌هایی چون: «دید و بازدید»، «از رنجی که می‌بریم» و «زن زیادی» (در حوزه داستان) و از ترجمه‌ها نیز به کتاب‌هایی چون: «قمار باز»، «سوءتفاهم» و «دست‌های آلوده» اشاره کرد.

آدرس سایت اینترنتی جایزه جلال آل احمد به نشانی www.aleahmad.ir آماده میزبانی از علاقه‌مندان این نویسنده بزرگ کشورمان است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...