دبیرخانه جایزه ادبی جلال آل‌احمد بیش از سی اثر این نویسنده را بر روی سایت اینترنتی این جایزه ادبی قرار داده است.

به گزارش ایبنا‌، این آثار شامل برخی از آثار تالیفی، ترجمه‌ها و مقالات این نویسنده است که برای نخستین بار در سایت جایزه ادبی جلال منتشر می‌شود.


جایزه جلال، مهم‌ترین جایزه ادبی کشور در حوزه ادبیات داستانی است که از سوی موسسه خانه کتاب بنیان‌گذاری شده است.

جلال آل‌احمد، نویسنده و منتقد اجتماعی در دوم آذرماه سال 1302 در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. او هرگز نتواست در یک جا آرام بگیرد و شاید تحت تاثیر همین زندگی پرتکاپو و سرشار از مساله بود که آل‌احمد به شیوه و سبک جدیدی از نویسندگی دست یافت و گفته می‌شود تا مدت‏ها نویسندگان جوان نسل بعد از خود را، شیفته زبان و اندیشه خویش کرد.

از جمله آثاری که در سایت جایزه ادبی جلال آل‌احمد منتشر شده است می‌توان به کتاب‌هایی چون: «دید و بازدید»، «از رنجی که می‌بریم» و «زن زیادی» (در حوزه داستان) و از ترجمه‌ها نیز به کتاب‌هایی چون: «قمار باز»، «سوءتفاهم» و «دست‌های آلوده» اشاره کرد.

آدرس سایت اینترنتی جایزه جلال آل احمد به نشانی www.aleahmad.ir آماده میزبانی از علاقه‌مندان این نویسنده بزرگ کشورمان است.

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...