كتاب «زندگی زیبای من» [The Enemy: A Book About Peace] نوشته داویده كالی [Calì, Davide]، پردراگ چیچوواتسكی [Predrag Cicovacki] و یاهوی لو [YaHui Luo] با ترجمه شهاب‌الدین عباسی به چاپ رسید.

به گزارش ایبنا، این کتاب شامل سه بخش است: بخش اول، داستان مصور «دشمن» است؛ داستان دو سرباز در حال جنگ که هیچ کدام حال خوشی ندارند. «دشمن» نوشته‌ داویده کالی نویسنده‌ ایتالیایی است که سِرژ بلوک تصویرگر و نویسنده‌ فرانسوی آن را تصویرگری کرده. آن‌ها اثر خود را «کتابی درباره‌ صلح» خوانده‌اند.

زندگی زیبای من» [The Enemy: A Book About Peace] نوشته داویده كالی [Calì, Davide]، پردراگ چیچوواتسكی [Predrag Cicovacki] و یاهوی لو [YaHui Luo] با ترجمه شهاب‌الدین عباسی
بخش دوم، «احترام به زندگی و احترام به مرگ» نام دارد و نوشته پردراگ چیچوواتسكی و یاهوی لو است. این اثر، ریشه‌های فلسفی جنگ و خشونت در عصر حاضر را موشکافانه بررسی ‌می‌كند. چیکوواتسكی یکی از نویسندگان این بخش، تا به حال چندین کتاب تحقیق درباره دکتر آلبرت شوایتزر و گاندی نوشته. او از فیلسوفانی است که علیه خشونت در جهان فعالیت می‌کنند.

بخش سوم، علاوه بر دو نوشته‌ كوتاه درباره‌ دو انیمیشین تحسین‌شده، شامل نوشته‌‌ای از آلبرت شوایتزر، انسان‌دوست بزرگ معاصر و برنده‌ جایزه‌ صلح نوبل، به نام «کار دوم تو» است.

«زندگی زیبای من» در 104 صفحه و با بهای 15هزار تومان از سوی «نشر خزه» منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...