ترجمه‌های دو کتاب «پول» نوشته اریک لونرگن Money  | Eric Lonergan و «فقط استدلال» (مهم ترین ۱۰۰ استدلال فلسفه غرب) Just the arguments: 100 of the most important arguments in Western philosophy نوشته مایکل بروس و استیون باربن توسط نشر نو به چاپ چهارم رسیدند.

پول اریک لنرگن

به گزارش مهر، دو کتاب «پول» نوشته اریک لونرگن با ترجمه احمد علیقلیان و «فقط استدلال» (مهم ترین ۱۰۰ استدلال فلسفه غرب) نوشته مایکل بروس و استیون باربن با ترجمه میثم محمدامینی به‌تازگی توسط نشر نو به چاپ چهارم رسیده‌اند.

کتاب «پول» یکی از عناوین مجموعه «کتابخانه فلسفه زندگی» است که توسط این ناشر چاپ می‌شود و نسخه اصلی‌اش در سال ۲۰۱۴ چاپ شده است. چاپ اول این‌ترجمه پاییز ۹۶ به بازار نشر آمد.

کتاب «پول» ۵ فصل اصلی دارد که عبارت اند از: وابستگی متقابل۱، زمان و پول، اندازه گیری، افسون پول، وابستگی متقابل۲. از جمله سوالاتی که این کتاب در پی پاسخ آن‌هاست می‌توان به این نکته اشاره کرد که پول و بانکداری و اسناد مالی چگونه ممکن است ثَبات اجتماعی را به خطر بیندازد؟ پول به رغم نقش محوری‌اش در زندگی و جوامع، بسیار اندک شناخته شده است. بسیاری از نگرش‌ها و باورهای ما درباره وام و پس انداز و بازارهای مالی وضعی چندان بهتر از پیش داوری‌ها یا ارزش داوری‌های آشفته که به دلایلی صدها سال دوام آورده اند، ندارد.

نویسنده این کتاب معتقد است در متون درسی اقتصادی از توضیحات قانع کننده درباره رکود و هراس اثری نیست. اساسا در علم اقتصاد چنین فرض می‌شود که مردم عقاید خود را براساس ارزیابی عینی از واقعیت‌ها شکل می‌دهند: فرض بر این است که خود فرایند مبادله یا تعامل اجتماعی بر ما تاثیر نمی‌گذارد. اما تجربه اریک لونرگن در زمینه روان شناسی انسان با این فرض فرق دارد و او عقل را موهبتی می‌داند که ما از آن برخورداریم و توان روشنی بخشی دارد، اما غالبا از آن غافلیم و به زحمت آن را به کار می‌بریم.

چاپ چهارم این‌کتاب با ۱۹۲ صفحه و قیمت ۲۶ هزار تومان عرضه شده است.

نسخه اصلی کتاب «فقط استدلال» (مهم ترین ۱۰۰ استدلال فلسفه غرب) هم در سال ۲۰۱۱ چاپ شده که مروری اجمالی بر ۱۰۰ نمونه از مهمترین استدلال‌های فلسفی است اما به تعبیر نویسندگانش، فهرستی جامع و مانع نیست و قطعا انتخاب این ۱۰۰ استدلال، خالی از مناقشه نیست. در این حوزه، چاپ معیاری که بی‌چون‌وچرا مورد پذیرش همه باشد، وجود ندارد. شاید استدلال‌هایی که امروز با ارزش هستند، در آینده دیگر باارزش شمرده نشوند.

این کتاب ۶ بخش اصلی و ۱۰۰ فصل داد. هرکدام از ۱۰۰ فصل این کتاب، محتوایی مستقل دارد که به بیان فرض و نتیجه و گام ها و همین طور قواعد منطقیِ به کار گرفته شده در استدلال می پردازد. ۱۰۰ فصل کتاب همان طور که اشاره شد در ۶ بخش تدوین شده اند که به ترتیب عبارت اند از: «فلسفه دین»، «متافیزیک»، «معرفت شناسی»، «اخلاق»، «فلسفه ذهن» و «علم و زبان»

استدلال گیاهخواری اخلاقی، استدلال رایل علیه درون گرایی دکارتی، استدلال بنا به کشف و شهود، استدلال کریپکی در دفاع از دو گانه انگاری ویژگی ها، استدلال ریچلز درباره اتانازی، استدلال جکسن درباره معرفت، استدلال ارسطو در باب کارکرد، امر مطلق به مثابه سرچشمه اخلاق، استدلال پرسش مفتوح مور و ... عناوین برخی از فصول این کتاب هستند.

چاپ چهارم این‌کتاب هم با ۶۳۰ صفحه و قیمت ۱۰۰ هزار تومان به بازار نشر آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...