نگارش کتاب پژوهشی "زنان عیّار در ادب" فارسی به کوشش "حمید حسام‌پور" و "کاووس حسن‌لی" به پایان رسید. 
  
"سعید حسام‌پور" پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی دانشگاه شیراز در گفتگو با فارس گفت: «با بررسی‌ در کتاب‌هایی چون "ابومسلم نامه"، "اسکندرنامه" و ... شاهد این هستیم که زنان هم در صنف عیاران ظاهر می‌شدند اما به جایگاه بسیار ویژه‌ا‌شان کمتر پرداخته شده است. در این کتاب تلاش بر این بوده که مشخص کنیم جایگاه زنان عیار در «تاریخ عیاری» کجاست. باید جایگاه این قشر در ادبیات مشخص گردد زیرا در کتابهایی چون «ابومسلم نامه» و «اسکندرنامه» نوشته منوچهر حکیم، زنان عیار نقش اساسی داشته‌اند.»

حسام پور از چاپ اثر دیگری در خصوص خیام خبر داد و خاطر نشان کرد: «در کتابی تحت عنوان خیام پژوهی که تالیف آن مجددا همراه با «کاووس حسن‌لی» صورت پذیرفته به وضعیت کلی خیام پژوهی در سده 14 هجری قمری و بررسی و نقد آن پرداخته شده است.»

وی ادامه داد: «در این اثر کلیه کتاب‌ها و مقالاتی که در خصوص خیام تا سال 1380 به چاپ رسید( حدود 70 کتاب و 425 مقاله) بررسی شده است و طبق یک عیار مشخص روند خیام پژوهی در این سده به صورت نمودار ارائه شده است.»

این استاد دانشگاه در خصوص کاربرد این کتاب، اظهار داشت: «برای مثال اگر کسی بخواهد در خصوص زیبایی‌شناسی شعر خیام تحقیق و پژوهش کند با مراجعه به این کتاب می‌تواند از عناوین تمامی مقالات و کتاب‌هایی که تاکنون در این خصوص نگاشته شده اطلاع یابد. این کتاب حدود 600 صفحه است.»

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...