ششمین نشست فصلی ادب معاصر فرهنگستان زبان و ادب فارسی با عنوان «چرا و چگونه می‌نویسم؟» با سخنرانی استاد هوشنگ مرادی کرمانی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در روز شنبه 25 آذر ماه از ساعت 5 بعدازظهر در تالار اجتماعات شهر کتاب مرکزی واقع در خیابان حافظ شمالی برگزار می‌شود.

شهر کتاب مرکزی در دوره جدید فعالیت خود با برگزاری نشست‌های کاربردی با حضور اساتید به مکان مناسبی برای آمد و شد دوست‌داران فرهنگ و ادبیات فارسی شده است.

نشست «چرا و چگونه می‌نویسم؟»  درحالی برگزار می‌شود که هفته گذشته نشست نقد بررسی کتاب "خوبی خدا" با حضور مدیر نشر ماهی، امیرمهدی حقیقت(مترجم)، مصطفی مستور(نویسنده)، عباس پژمان(منتقد) و سایر علاقه‌مندان تشکیل شد.

گفتنی است روز سه شنبه هم جلسه‌ای با حضور "وانگ منگ" ـ نویسنده شهیر چینی ـ با موضوع ادبیات و نویسندگان امروز چین برگزار خواهد شد که مورد استقبال اندیشمندان خواهد بود.

کتاب نیوز برای علی اصغر محمدخانی و همکاران محترمشان در شهر کتاب آرزوی موفقیت و بهروزی دارد و امیدوار است که روند پر افت و خیز فعالیت‌های این مرکز فعال فرهنگی به نحو مطلوبی حفظ شود.

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...